دوگانگی بازیگران و معمای نظارت فرهنگی در ایران

زمر نیوز| مسئلهٔ تعامل هنرمندان با ساختارهای حاکمیتی، همواره یکی از نقاط حساس در حوزهٔ سیاست‌گذاری فرهنگی کشور بوده است. تضاد آشکار میان فعالیت در پروژه‌های رسمی با تحریک عمومی برای برهم زدن نظم، نیازمند یک واکاوی ساختاری است؛ به‌ویژه زمانی که این رفتارها در مقایسه با سازوکارهای سخت‌گیرانهٔ مدیریتی در سایر نقاط جهان، مانند هالیوود، قرار می‌گیرد.

مسئلهٔ تعامل هنرمندان با ساختارهای حاکمیتی، همواره یکی از نقاط حساس در حوزهٔ سیاست‌گذاری فرهنگی کشور بوده است. تضاد آشکار میان فعالیت در پروژه‌های رسمی با تحریک عمومی برای برهم زدن نظم، نیازمند یک واکاوی ساختاری است؛ به‌ویژه زمانی که این رفتارها در مقایسه با سازوکارهای سخت‌گیرانهٔ مدیریتی در سایر نقاط جهان، مانند هالیوود، قرار می‌گیرد.

 

۱. معمای مجوز و دعوت به اغتشاش در داخل

مهم‌ترین مسئله‌ای که در فضای عمومی مطرح است، وجود یک پارادوکس عملکردی در میان برخی بازیگران است. این افراد از یک سو، با اتکا به مجوزهای رسمی وزارت ارشاد، در پروژه‌های بزرگ سینمایی و تلویزیونی کشور ایفای نقش کرده و از منابع تولیدات حاکمیتی بهره‌مند می‌شوند. از سوی دیگر، همین افراد در بسترهای شبکه‌های اجتماعی، با انتشار استوری‌های متعدد، مردم را به سمت تحریم، اعتصاب یا حتی ایجاد «اغتشاش و آشوب» تحریک می‌کنند.

  • ضریب‌دهی بحران: اشاره به «ضریب صد برابری» اتفاقات دی ماه، نشان می‌دهد که بازیگران دارای پایگاه اجتماعی، چگونه از ابزار شهرت خود برای تبدیل کوچک‌ترین رویدادها به بحران‌های رسانه‌ای تمام‌عیار استفاده می‌کنند. این نوع کنشگری، عملاً مدیریت فرهنگی کشور را در موضع انفعال قرار می‌دهد و این سؤال را پیش می‌کشد که مجوز فعالیت آن‌ها بر چه اساسی صادر شده است.

 

۲. هالیوود: انضباط حرفه‌ای برآمده از قراردادهای سخت

مقایسه با صنعت سینمای هالیوود، روش متفاوتی از مدیریت این حوزه را نشان می‌دهد. در حالی که رسانه‌های غربی اغلب بر آزادی بیان تأکید دارند، واقعیت صنعت، زیر سایهٔ قراردادهای تجاری سنگین قرار دارد:

  • قانون «عدم خوش‌نامی» (Morals Clause): بازیگران بزرگ هالیوود ملزم به تبعیت از بندهای سختگیرانه‌ای هستند که هرگونه اظهارنظر سیاسی رادیکال یا رفتاری که «بدنامی» برای استودیو یا پروژه ایجاد کند را ممنوع می‌سازد. این بندها، ریسک‌های مالی هنگفتی را بر هنرمند تحمیل می‌کنند که حتی جسارت یک اعتراض سیاسی سبک را نیز از او سلب می‌نماید.
  • ساختار مبتنی بر منافع: در مدل هالیوود، فعالیت هنرمند کاملاً در چارچوب منافع تجاری و سیاسی استودیوها تعریف می‌شود. هنرمند در صورت تخطی، نه تنها شغل خود را، بلکه جایگاه خود در یک صنعت چند میلیارد دلاری را از دست می‌دهد.

 

۳. نیاز به چارچوب‌بندی شفاف

تفاوت اساسی میان دو محیط، در بستری است که امکان چنین رفتارهای دوگانه‌ای را فراهم می‌کند. در ایران، فقدان سازوکارهای انضباطی شفاف و همزمان با آن، اتکا به حمایت‌های رسمی، زمینه را برای کنشگری‌هایی فراهم می‌آورد که اساس آن بر عدم تعهد متقابل استوار است.

 

این وضعیت ایجاب می‌کند که نهادهای نظارتی و فرهنگی، در وهله اول نسبت به تعریف دقیق حدود و ثغور آزادی بیان هنرمندان در قبال دریافت مجوزها و منابع دولتی، اقدام نمایند. زمانی که بازیگر از مزایای یک سیستم بهره‌مند می‌شود، انتظار می‌رود در راستای حفظ ثبات و منافع ملی گام بردارد، نه آنکه از همان بستر برای ترویج اخلال در نظم عمومی استفاده نماید. اصلاح این ساختار، برای اعتمادسازی و جلوگیری از تکرار بحران‌های رسانه‌ای در آینده، امری حیاتی است.

لینک کوتاه :
برای ذخیره در کلیپ برد، در باکس بالا کلیک کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!

فیلم کامل بیانات رهبر انقلاب در دیدار با مردم تبریز

تخم شلغم؛ دانه‌ای کوچک با خواص بزرگ برای بدن

0 دیدگاه

    ارسال دیدگاه