نقش «تقریر» در حکمرانی سیاسی و فرهنگی کشور

زمر نیوز | در نظام‌های حکمرانی معاصر، قدرت دیگر صرفاً در ابزارهای سخت، تصمیم‌های اجرایی یا سازوکارهای حقوقی خلاصه نمی‌شود؛ بلکه بخش مهمی از آن در تقریر واقعیت، صورت‌بندی معنا و چگونگی روایت مسائل شکل می‌گیرد. «تقریر» به‌عنوان کنش آگاهانه‌ی بیان، تفسیر و چارچوب‌بندی پدیده‌ها، نقشی تعیین‌کننده در حکمرانی سیاسی و فرهنگی کشور ایفا می‌کند.

به گزارش خبرنگار سیاسی زمر نیوز، در نظام‌های حکمرانی معاصر، قدرت دیگر صرفاً در ابزارهای سخت، تصمیم‌های اجرایی یا سازوکارهای حقوقی خلاصه نمی‌شود؛ بلکه بخش مهمی از آن در تقریر واقعیت، صورت‌بندی معنا و چگونگی روایت مسائل شکل می‌گیرد. «تقریر» به‌عنوان کنش آگاهانه‌ی بیان، تفسیر و چارچوب‌بندی پدیده‌ها، نقشی تعیین‌کننده در حکمرانی سیاسی و فرهنگی کشور ایفا می‌کند.

تقریر؛ فراتر از گفتار رسمی

تقریر صرفاً به معنای سخن گفتن یا صدور بیانیه نیست؛ بلکه فرآیندی است که طی آن حاکمیت، نخبگان و رسانه‌ها مشخص می‌کنند «چه چیزی مسئله است»، «چرا مهم است» و «چگونه باید فهمیده شود». در این معنا، تقریر پیوند مستقیمی با قدرت معنایی دارد؛ قدرتی که پیش از هر اقدام اجرایی، افق فهم جامعه را شکل می‌دهد.

اگر سیاست‌گذاری بدون تقریر دقیق انجام شود، تصمیم‌ها با سوءتفاهم، مقاومت اجتماعی یا تحریف رسانه‌ای مواجه می‌شوند. در مقابل، تقریر هوشمندانه می‌تواند حتی تصمیم‌های دشوار را به کنش‌هایی قابل‌فهم و قابل‌قبول برای افکار عمومی تبدیل کند.

حکمرانی سیاسی و ضرورت تقریر منسجم

در عرصه سیاسی، تقریر نقش واسط میان «تصمیم» و «پذیرش» را ایفا می‌کند. نبود تقریر منسجم و اقناعی، زمینه‌ساز گسست میان حاکمیت و جامعه می‌شود. این گسست نه‌فقط در سطح اعتماد عمومی، بلکه در سطح مشارکت سیاسی و سرمایه اجتماعی نیز خود را نشان می‌دهد.

تقریر سیاسی کارآمد باید سه ویژگی داشته باشد:

  1. واقع‌بنیاد باشد، نه صرفاً تبلیغاتی؛
  2. شفاف و صادقانه با مردم سخن بگوید؛
  3. به زبان اجتماعی روز و متناسب با تجربه زیسته مخاطبان صورت‌بندی شود.

تقریر فرهنگی؛ میدان نبرد روایت‌ها

در حوزه فرهنگ، تقریر اهمیتی دوچندان می‌یابد. فرهنگ بیش از آنکه با دستور و آیین‌نامه مدیریت شود، با روایت‌ها، نمادها و معناها جهت می‌گیرد. در شرایطی که رسانه‌های نوین و شبکه‌های اجتماعی، روایت‌های رقیب را با سرعتی بالا تولید می‌کنند، فقدان تقریر فرهنگی فعال، عملاً میدان را به دیگران واگذار می‌کند.

حکمرانی فرهنگی بدون تقریر مؤثر، به سیاست‌های پراکنده و کم‌اثر می‌انجامد. در مقابل، تقریر فرهنگی دقیق می‌تواند ارزش‌ها، هویت ملی و افق‌های مشترک را بازتولید و تقویت کند.

رسانه‌ها؛ بازوی تقریر یا میدان تحریف

رسانه‌ها، به‌ویژه رسانه‌های تحلیلی مانند زمر نیوز، نقشی کلیدی در زنجیره تقریر دارند. رسانه می‌تواند تقریر حکمرانی را تبیین، نقد و تکمیل کند یا در صورت ضعف ارتباطی، به محل بروز سوءبرداشت‌ها بدل شود. تعامل فعال حاکمیت با رسانه‌های حرفه‌ای، شرط لازم برای شکل‌گیری تقریر مؤثر و پایدار است.

در نهایت، تقریر نه یک امر تزئینی، بلکه جزئی از ذات حکمرانی است. حکمرانی‌ای که نتواند خود را به‌درستی توضیح دهد، در عمل نیز با چالش مواجه خواهد شد. توجه راهبردی به تقریر در سطوح سیاسی و فرهنگی، می‌تواند قدرت نرم کشور را افزایش دهد، شکاف‌های ارتباطی را کاهش دهد و مسیر تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری را هموارتر سازد.

در جهان امروز، «چگونه گفتن» گاه به اندازه «چه کردن» اهمیت دارد؛ و این همان جایی است که نقش تقریر، سرنوشت‌ساز می‌شود.

لینک کوتاه :
برای ذخیره در کلیپ برد، در باکس بالا کلیک کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!

راز آرامش در امتداد خشوع؛ صبر، صدق و نیایش سحرگاهی در هندسه ایمان قرآنی

حکومت صفویه مردم ایران را شیعه کرد؟! 

0 دیدگاه

    ارسال دیدگاه