به گزارش خبرنگار سیاسی زمر نیوز، هرگونه تصمیم شتابزده یا محاسبه نادرست از سوی ایالات متحده برای ورود به درگیری نظامی با جمهوری اسلامی ایران، بههیچوجه یک جنگ محدود، کنترلشده یا کوتاهمدت نخواهد بود. این تقابل، در صورت وقوع، میتواند به یکی از نقاط عطف تاریخ معاصر بدل شود؛ جنگی که آغاز آن شاید با فشار و اراده واشنگتن باشد، اما مسیر و پایان آن در اختیار ایران و معادلات پیچیده منطقهای خواهد بود.
ایران؛ بازیگری که برای جنگ ناآماده نیست
برخلاف بسیاری از تحلیلهای اتاقهای فکر غربی، ایران کشوری نیست که در برابر فشار نظامی غافلگیر شود. چهار دهه تجربه تقابل مستقیم و غیرمستقیم، شبکه بازدارندگی منطقهای، توان موشکی و پهپادی بومی، عمق راهبردی جغرافیایی و سرمایه اجتماعی مقاومت، ایران را به بازیگری تبدیل کرده که نهتنها برای دفاع، بلکه برای تحمیل هزینههای چندلایه آماده است.
در چنین سناریویی، زمان به نفع واشنگتن کار نخواهد کرد؛ بلکه هر ساعت از جنگ، دامنه بحران را گسترش داده و کنترل آن را دشوارتر میکند.
منطقه؛ میدان اصلی هزینهپردازی آمریکا
حضور نظامی آمریکا در غرب آسیا بر پایه شبکهای از پایگاهها، خطوط لجستیکی و متحدان شکننده بنا شده است. در یک درگیری فراگیر، این زیرساختها به نقاط آسیبپذیر تبدیل میشوند. از خلیج فارس تا عراق و شرق مدیترانه، هیچ نقطهای بیرون از معادله پاسخ ایران نخواهد بود.
بازار انرژی، شریان حیاتی اقتصاد جهانی، نخستین قربانی این بحران خواهد بود. بیثباتی در تنگه هرمز و ناامنی تأسیسات انرژی، شوکی ایجاد میکند که اثرات آن فراتر از منطقه و تا قلب اقتصادهای غربی امتداد مییابد.
رژیم صهیونیستی؛ از حاشیه امن تا کانون بحران
در هر سناریوی تقابل مستقیم ایران و آمریکا، رژیم صهیونیستی نمیتواند در حاشیه امن باقی بماند. موازنه تهدیدات بهگونهای است که جغرافیای سرزمینهای اشغالی به یکی از آسیبپذیرترین نقاط تبدیل میشود. همزمانی فشارهای امنیتی، اقتصادی و روانی، ساختار脆弱 این رژیم را با چالشی بیسابقه مواجه خواهد کرد؛ چالشی که فراتر از یک بحران مقطعی است.
اروپا؛ بازنده خاموش یک جنگ دوردست
اروپا ممکن است تصور کند که درگیری ایران و آمریکا، بحرانی دور از مرزهایش است؛ اما تجربه نشان داده که جنگ در غرب آسیا، دیر یا زود به خیابانهای اروپا میرسد. موج جدید مهاجرت، بحران انرژی، افزایش ناامنی و فشار اقتصادی، بخشی از پیامدهایی است که قاره سبز ناگزیر با آن روبهرو خواهد شد.
اقتصادهای اروپایی که هنوز از تبعات بحرانهای گذشته رهایی نیافتهاند، توان تحمل یک شوک ژئوپلیتیکی جدید را ندارند.
افول هژمونی آمریکا؛ شتابی ناخواسته
آمریکا امروز بیش از هر زمان دیگری درگیر رقابتهای بزرگ جهانی است. ورود به یک جنگ پرهزینه با ایران، تمرکز راهبردی واشنگتن را از اولویتهای اصلیاش منحرف کرده و روند افول نسبی آن را تسریع میکند. در چنین شرایطی، رقبای جهانی آمریکا بدون شلیک حتی یک گلوله، از فرسایش قدرت این کشور بهرهمند خواهند شد.
جنگ با ایران، نه یک گزینه کمهزینه و نه راهحل بحرانهای واشنگتن است. این مسیر، بیش از آنکه نشانه قدرت باشد، علامت خطای محاسباتی است؛ خطایی که میتواند نظم منطقهای و حتی جهانی را وارد مرحلهای جدید کند. جمهوری اسلامی ایران نشان داده است که در برابر تهدید، تنها واکنش نشان نمیدهد، بلکه معادله را بازتعریف میکند؛ و این همان نکتهای است که طراحان جنگ باید پیش از فشردن هر دکمهای بهدقت درک کنند.


0 دیدگاه