هشدارهای درست، اما سیاستِ معلق میان نقد و بن‌بست

سیاسی زمر نیوز| مصاحبه اخیر سعید حجاریان، تئوریسین شناخته‌شده جریان اصلاحات، را باید یکی از صریح‌ترین گفت‌وگوهای سیاسی ماه‌های اخیر دانست؛ گفت‌وگویی که در آن، حجاریان با نگاهی انتقادی به تحولات سیاسی و اجتماعی کشور، از اعتراضات، انسداد فضای سیاست‌ورزی، ضعف رسانه‌ای و کاهش قدرت پیش‌بینی در نظام حکمرانی سخن می‌گوید.

به گزارش خبرنگار سیاسی زمر نیوز، مصاحبه اخیر سعید حجاریان، تئوریسین شناخته‌شده جریان اصلاحات، با پایگاه خبری تابناک را باید یکی از صریح‌ترین گفت‌وگوهای سیاسی ماه‌های اخیر دانست؛ گفت‌وگویی که در آن، حجاریان با نگاهی انتقادی به تحولات سیاسی و اجتماعی کشور، از اعتراضات، انسداد فضای سیاست‌ورزی، ضعف رسانه‌ای و کاهش قدرت پیش‌بینی در نظام حکمرانی سخن می‌گوید. این مصاحبه، اگرچه در ظاهر کوششی برای تبیین وضعیت موجود و هشدار نسبت به آینده است، اما در لایه‌های عمیق‌تر، پرسش‌های جدی‌تری را درباره جایگاه اصلاح‌طلبی، کارآمدی نقدهای درون‌گفتمانی و امکان خروج از بن‌بست سیاسی پیش روی مخاطب قرار می‌دهد؛ پرسش‌هایی که نیازمند تأمل و نقدی فراتر از همدلی صرف با تشخیص‌های ارائه‌شده است.

هشدارهای درست، اما سیاستِ معلق میان نقد و بن‌بست

مصاحبه اخیر سعید حجاریان را می‌توان یکی از صریح‌ترین و در عین حال پارادوکسیکال‌ترین گفت‌وگوهای سال‌های اخیر دانست؛ گفت‌وگویی که از یک‌سو حاوی هشدارهای مهم درباره انسداد سیاسی، فرسایش حکمرانی و تکرارپذیری اعتراضات است و از سوی دیگر، در ارائه راه‌حل، در همان بن‌بستی می‌ایستد که خود آن را توصیف می‌کند.

 نقاط قوت مصاحبه: تشخیص درست مسئله

مهم‌ترین امتیاز تحلیل حجاریان، عبور از روایت‌های تقلیل‌گرایانه امنیتی و تأکید بر ریشه‌های واقعی نارضایتی‌هاست. او به‌درستی نشان می‌دهد که اعتراضات اجتماعی را نمی‌توان صرفاً محصول «جنگ روانی» یا «تحریک خارجی» دانست، بلکه این عوامل تنها زمانی اثرگذار می‌شوند که زمینه اجتماعی، اقتصادی و سیاسی آماده باشد.

همچنین نقد او به بولتن‌محوری رسانه‌ای، حذف سیاست‌ورزی رسمی و تضعیف نقش واسطه‌ها (احزاب، رسانه‌ها و نهادهای مدنی)، نقدی جدی و قابل تأمل است. حجاریان با تأکید بر از دست رفتن «قدرت پیش‌بینی» در نظام تصمیم‌گیری، یکی از کلیدی‌ترین ضعف‌های حکمرانی امروز را برجسته می‌کند.

 نقطه ضعف اصلی: نقد بدون افق

با این حال، مصاحبه در یک نقطه مهم دچار ایست تحلیلی می‌شود:

حجاریان به‌دقت وضعیت را شرح می‌دهد، اما افق سیاست‌ورزی را عملاً مسدود ترسیم می‌کند. او از انسداد اصلاحات درون‌زا می‌گوید، اما راه خروجی نیز پیش نمی‌گذارد؛ نه بازتعریفی از اصلاح‌طلبی ارائه می‌دهد، نه نسخه‌ای برای بازسازی اعتماد اجتماعی.

در واقع، تحلیل او اگرچه واقع‌گرایانه است، اما ناخواسته به نوعی سیاستِ تعلیق منجر می‌شود؛ سیاستی که در آن نه امکان اصلاح وجود دارد، نه بدیلی شفاف برای آن معرفی می‌شود. اینجاست که گفت‌وگو، به‌جای گشودن مسیر، خطر عادی‌سازی بن‌بست را به همراه دارد.

 ابهام در جایگاه اصلاح‌طلبان

حجاریان از «ضعف مرزبندی اصلاح‌طلبان» سخن می‌گوید، اما مشخص نمی‌کند این مرزبندی دقیقاً با چه چیزی و چگونه باید انجام شود:

با ساختار قدرت؟

با رادیکالیسم خیابانی؟

یا با تحقیر و طرد جامعه؟

این ابهام، خود بازتاب‌دهنده بحران عمیق‌تری است: بحران هویت اصلاح‌طلبی؛ جریانی که میان نقد ساختار و ترس از فروپاشی، در وضعیت تعلیق قرار گرفته و هنوز پاسخ روشنی به این پرسش نداده که «می‌خواهد چه‌کار کند؟».

زنگ خطر، نه نقشه راه

مصاحبه سعید حجاریان بیش از آن‌که یک پروژه سیاسی باشد، یک زنگ خطر فکری است؛ هشداری درباره تداوم وضعیتی که در آن سیاست رسمی کارکرد خود را از دست داده و خیابان به آخرین زبان باقی‌مانده بدل می‌شود.

با این حال، اگر این هشدارها به بازتعریف کنش سیاسی، شفاف‌سازی راهبردها و احیای اعتماد عمومی منجر نشود، خود می‌تواند به بخشی از همان چرخه فرسایشی تبدیل شود که حجاریان از آن ابراز نگرانی می‌کند.

به بیان دیگر، مصاحبه درست می‌گوید «چه چیزی کار نمی‌کند»، اما هنوز نمی‌گوید چه چیزی باید جایگزین آن شود؛ و این دقیقاً همان پرسشی است که سیاست امروز ایران بیش از هر زمان دیگری به پاسخ آن نیاز دارد.

لینک کوتاه :
برای ذخیره در کلیپ برد، در باکس بالا کلیک کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!

سبد هزینه زندگی کارگران به ۴۰ میلیون تومان رسید

بازخوانی هشدار راهبردی امام خمینی (ره) در حکمرانی انقلاب اسلامی

0 دیدگاه

    ارسال دیدگاه