شرک مدیریتی؛ از «من بودم» تا فراموشی «هو بود»

زمر نیوز| در فرهنگ توحید، هیچ قدرت و توفیقی از انسان آغاز نمی‌شود و به انسان ختم نمی‌گردد. آن‌گاه که مدیری یا مسئولی با غرور می‌گوید: «اگر من نبودم، فلان کار نمی‌شد، فلان گره باز نمی‌گشت»، در واقع از مدار بندگی به محور خودبینی چرخیده است.

به گزارش خبرنگار فرهنگی زمر نیوز، در فرهنگ توحید، هیچ قدرت و توفیقی از انسان آغاز نمی‌شود و به انسان ختم نمی‌گردد. آن‌گاه که مدیری یا مسئولی با غرور می‌گوید: «اگر من نبودم، فلان کار نمی‌شد، فلان گره باز نمی‌گشت»، در واقع از مدار بندگی به محور خودبینی چرخیده است.

قرآن کریم درباره‌ی همین غفلت هشدار می‌دهد:

وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا إِلَىٰ أُمَمٍ مِّن قَبْلِکَ فَأَخَذْنَاهُم بِالْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ لَعَلَّهُمْ یَتَضَرَّعُونَ

(انعام: ۴۲)

یعنی خداوند امت‌های پیشین را به سختی‌ها و رنج‌ها گرفت تا شاید در برابر حقیقت، خاضع و متضرّع شوند.

این آیه، آیینه‌ای است در برابر آن مدیرانی که به جای تضرّع و فروتنی، زبان خود را به خودستایی می‌گشایند.

در منطق ایمان، انسان وسیله‌ی کار خداست، نه محور آن. هر توفیقی، تجلّی اراده‌ی الهی در قالب اختیار انسان است. پس آن که نتیجه را تنها به «من» نسبت می‌دهد، در حقیقت مرز میان خالق و مخلوق را مخدوش می‌کند؛ و این همان شرک پنهان است که قرآن از آن بیم می‌دهد.

پیامبر اکرم(ص) فرمود:

«لو توکلتم علی الله حق توکله، لرزقکم کما یرزق الطیر»

— اگر بر خدا توکل واقعی کنید، همان‌گونه روزی‌تان می‌دهد که به پرندگان می‌دهد.

در نگاه نبوی، موفقیت از توکل اندیشیده برمی‌خیزد، نه از خودبینی مدیرانه.

از این‌رو جامعه‌ای که خود را انقلابی و خدایی می‌داند، باید مراقب باشد مبادا «من‌محوری» در زبان مدیریت، جایگزین ایمان قلبی شود. گاه یک جمله متکبرانه، کافی است تا کار خدایی به رنگ شرک آلوده گردد.

لینک کوتاه :
برای ذخیره در کلیپ برد، در باکس بالا کلیک کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!

الهیات آرامش در خطبه شب عاشورا؛ ستایشِ خدا در هندسهٔ رنج و رحمت

0 دیدگاه

    ارسال دیدگاه