
و بدینگونه برای هر پیامبری دشمنانی از شیاطین انس و جن قرار دادیم که به یکدیگر سخنان آراسته و فریبنده الهام میکنند.
قرآن کریم در این آیه حقیقتی دائمی را آشکار میسازد:
هرگاه «نور»ی در زمین جلوه میکند، ائتلافی از «شیاطین انس و جن» بر ضد آن شکل میگیرد. این اتحاد، ظاهراً ناهمگون اما در باطن کاملاً هماهنگ است؛ چون هدف مشترکی دارد: تار کردن چهرهٔ حقیقت و تضعیف ارادهٔ مؤمنان.
امروز نیز در فتنهٔ فرهنگیـمدیریتی جدید که از پشتِ نقابِ شعارهای آزادی و مدرنگرایی سر برآورده، همان دست پنهان و همان «الهامهای زُخرفی» دیده میشود. شیطان در اینجا با زبانی هنری، رسانهای و حتی عرفانی خود را میآراید؛ اما در جان پیام خود، روح تمسخر ایمان و تمجید از قدرت ابلیسی را میدمد.
آنچه این فتنه را «اسرائیلیترین» میسازد، نه صرفاً منشأ سیاسی یا امنیتی آن، بلکه منطق صهیونیستیِ تحریفِ معناست.
در تفکر شیطانی بنیاسرائیل، حقیقت باید ذبح شود تا قدرت بماند؛ همان الگویی که اکنون در جنگ شناختی علیه انقلاب اسلامی تکرار شده است. آنان میدانند دیگر با گلوله نمیتوانند ایمان را زمین بزنند، پس از ابزار «زُخرف القول» بهره میبرند: سخن زیبا، شعار جذاب، اما ذاتاً مسموم.
آیهٔ شریفه هشدار میدهد که مقابله با شیاطین، با تقویت شناخت و تبیین حق آغاز میشود.
در این نبرد، ایمانِ سادهدلانه کافی نیست؛ باید بینش توحیدی بازسازی شود.
جامعهٔ مؤمن، اگر در برابر زُخرف القولها حساسیت خود را از دست دهد، به تدریج از درون تهی میشود و دشمن دیگر نیازی به شلیک ندارد.
بنابراین رسالت نخبگان و فرهیختگان عصر انقلاب، تنها افشاگری سیاسی نیست، بلکه بازگرداندن امت به شعور ایمانی و ساحت نورانی “فرقان” است؛ همان قدرتی که حق را از باطل تمییز میدهد، حتی اگر با زر و زیور بیاید.
سنت الهی روشن است:
هر بار که شیاطین انس و جن برای به زانو درآوردن نور برخاستهاند، همان فتنه زمینهٔ صعود تازهٔ جبههٔ ایمان را فراهم کرده است.
امروز نیز این فتنه، با تمام نمادهای اسراییلی، تنها غبارِ گذرای تاریخ است؛ اما برای مؤمنان، هشداری بزرگ تا مبادا در زیبایی سخن، حقیقتِ نور را گم کنند.
«فَأَمَّا الزَّبَدُ فَیَذْهَبُ جُفَاءً، وَأَمَّا مَا یَنفَعُ النَّاسَ فَیَمْکُثُ فِی الأَرْضِ» (رعد/۱۷)