
در بسیاری از رویکردهای رایجِ مدیریت ارتباطات، همچنان «پیام» محور تحلیل است؛ گویی با مهندسی واژهها و کنترل روایت میتوان افکار عمومی را هدایت کرد. اما پدیدارشناسی ـ بهعنوان یک روش فلسفی ـ تذکری بنیادین میدهد: مسأله اصلی نه پیام، بلکه نحوه پدیدارشدن معنا در تجربه زیسته مخاطب است.
مدیریت ارتباطات زمانی کارآمد و مسئولانه میشود که پیش از طراحی پیام، به این پرسش بپردازد که مخاطب چگونه واقعیت را میفهمد، رنج را تجربه میکند، امید را ادراک میکند و اعتماد را از دست میدهد یا بازمییابد. معنا در خلأ ساخته نمیشود؛ در بستر تجربههای اجتماعی، تاریخی و زیسته پدیدار میشود.
از این منظر، ارتباط مؤثر نه با «کنترل پیام» بلکه با فهم منطق ظهور معنا آغاز میشود. هرجا این فهم نادیده گرفته شود، پیام—even اگر دقیق و حرفهای—به بیاعتمادی، مقاومت یا سوءبرداشت میانجامد. و هرجا این فهم جدی گرفته شود، ارتباط به گفتوگو، اقناع و آرامش اجتماعی نزدیکتر میشود.
پدیدارشناسی به مدیران ارتباطات یادآوری میکند که افکار عمومی را نمیتوان صرفاً مدیریت کرد؛ باید آن را فهمید. فهمی پیشینی، اخلاقی و مبتنی بر تجربه زیسته مردم. این، همان نقطهای است که ارتباط از تکنیک عبور میکند و به مسئولیت اجتماعی تبدیل میشود.
سردبیر پایگاه خبری تحلیلی زمر نیوز