
قرآن کریم با صراحتِ تمام، این دست تحرکات را پیشبینی کرده و آن را تلاشی برای خاموش کردن هدایت الهی توصیف میکند: «یُریدونَ لِیُطفِئوا نورَ اللَّهِ بِأَفواهِهِم». از منظر آیات وحی، هجمه به «مصحف» و «بیتالله»، نه یک اعتراض مدنی یا حتی سیاسی، بلکه تلاشی مذبوحانه برای گسستن پیوند میان خلق و خالق است. دشمن در این استراتژی، کانونهایی را هدف قرار داده که منشأ انسجام و آرامش روحی جامعه هستند.
نگاه باطنی؛ تقابل فرکانسهای قدسی و نیروهای سودازده
از منظر علوم باطنی و معارف معنوی، مسجد تنها یک بنای گلی نیست، بلکه کانونِ تجمع انرژیهای رحمانی و محل تجلی «سکینه» است. قرآن نیز صرفاً یک کتاب کاغذی نیست؛ بلکه منبع عظیم فرکانسهای قدسی و کلمات نوری است که بر جان و جهان اثر میگذارد.
سوختن ظاهر این مقدسات، بیش از آنکه آسیب به کالبد آنها باشد، نشاندهنده غلبهی سودازدگی و نفوذ نیروهای ظلمانی در قلوب عاملان این حوادث است. کسانی که در غبار فتنهها راه گفتگو را گم کرده و به ستیز با نمادهای «آرامش جمعی» برخاستهاند، در پی ایجاد یک خلأ معنوی هستند تا اضطراب و آشوب را جایگزین ثبات روحی ملت کنند.
فرجامِ ستیز با حقیقت
تاریخ نشان داده است که حقیقتِ نور با آتشِ زمینی خاموششدنی نیست. تعرض به مساجد و قرآنها، اگرچه قلوب مومنین را جریحهدار کرد، اما در بطن خود منجر به یک «خودآگاهی معنوی» در میان تودههای مردم شد تا سره را از ناسره بازشناسند.
در نهایت، آنچه باقی میماند، وعده تخلفناپذیر الهی است که «واللهُ مُتمُّ نورِه». این حوادث، ضرورت بازگشت به «اعتصام جمعی» و صیانت از حریم مقدسات را به عنوان رکن اصلی هویت ملی ایران، بیش از پیش آشکار ساخت.