
دلایل انتقال مذاکرات به عمان را میتوان در چهار محور اساسیِ راهبرد، امنیت، کارایی و مدیریت داخلی بررسی کرد — مجموعهای که نشاندهنده ابتکار هوشمندانه جمهوری اسلامی ایران در بازتنظیم میدان گفتوگوهای دیپلماتیک با غرب است.
۱. اعتبار و بیطرفی پایدار عمان؛ میدان مطمئن برای حرکت ایران
عمان طی دهههای گذشته نقش واسطهای قابل اعتماد میان ایران و غرب ایفا کرده است؛ از مذاکرات محرمانه منتهی به توافق ژنو در سال ۲۰۱۳ تا گفتوگوهای منطقهای اخیر.
این کشور با حفظ روابط متعادل با ایران، آمریکا و کشورهای عربی، توانسته فضایی غیرالتهابی و کنترلشده برای تعاملات پیچیده فراهم کند. سابقهی بالای محرمانگی و عدم بهرهبرداری رسانهای از مذاکرات، عمان را به محل طبیعی برای گفتوگوهای حساس با محوریت ایران تبدیل کرده است.
۲. دلایل عملیاتی و امنیتی؛ کاهش نفوذ لابیها و تمرکز بر منافع ملی
محیط رسانهای و سیاسی عمان فاقد لابیهای فعال رقیب است؛ برخلاف قطر یا ترکیه که شبکههای رسانهای و سیاسی گستردهای دارند. این انزوای نسبی، به تیم مذاکرهکنندهی ایران اجازه میدهد با تمرکز بالا، امنیت بالا و بدون فشار بیرونی عمل کند.
انتقال مذاکرات به عمان یعنی عقبنشینی از هیاهوی کنترلشدهی طرف مقابل و حرکت به سمت فضای آرام، در دست ایران.
۳. دلایل راهبردی و دستورکار مذاکره؛ تمرکز بر خطوط قرمز ایران
کانال عمانی امکان گفتوگوهای مستقیم یا نیمهمستقیم را فراهم میسازد و از گسترش مصنوعی دستورکار مذاکرات توسط طرف آمریکایی جلوگیری میکند.
با انتخاب عمان، ایران توانسته مسیر مذاکرات را از محافل چندجانبهای که هدفشان افزودن موضوعات موشکی یا نفوذ منطقهای است، جدا کرده و بر اولویتهای واقعی خود — رفع فشار و حفظ عزت ملی — متمرکز شود.
همچنین این انتخاب بیواسطه به سیاست تنشزدایی سازنده با همسایگان عرب خلیج فارس پیوند میخورد؛ عمان نقش پل ارتباطی میان مسیرهای همزمان ایران–آمریکا و ایران–عرب را ایفا میکند.
۴. مدیریت داخلی؛ کاهش حواشی و حفظ اقتدار گفتوگو
محیط کمسروصدای عمان به دستگاه دیپلماسی ایران اجازه میدهد روند مذاکرات را بدون هیاهوی رسانهای و در کنترل کامل داخلی پیش ببرد. این امر موجب مدیریت بهتر انتظارات داخلی و جلوگیری از سوءبرداشتهای سیاسی میشود — عاملی حیاتی برای حفظ همبستگی ملی در فضای مذاکرات حساس.
انتقال مذاکرات به عمان نشانهی بازطراحی میدان تعامل توسط ایران است؛ اقدامی حسابشده برای تبدیل گفتوگو از صحنهای تحت تأثیر غرب، به میدانی در کنترل تهران.
این جابهجایی نه از سر خوشبینی، بلکه از منظر هوشمندی راهبردی، ابتکار عملی و اولویت دادن به منافع ملی انجام شده است.
در واقع ایران با این اقدام، دیپلماسی را از حالت انفعالی به موضع فعال و حفاظتی ارتقا داده است — دیپلماسی با محور کنترل میدان، نه واگذاری آن.