
در آیه ۴۵ سوره بقره آمده است:
«وَاسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ وَإِنَّهَا لَکَبِیرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخَاشِعِینَ»
«از صبر و نماز یاری بجویید، و این کار سنگین است مگر بر خاشعان.»
این آیه، نماز را امری «سنگین» توصیف میکند؛ سنگینیای که تنها برای گروهی برداشته میشود: خاشعان. به بیان دیگر، قرآن تصریح میکند که مشکل ترک یا سستی در نماز، بیش از آنکه فقهی یا زمانی باشد، روحی و معرفتی است.
تحلیل مفسران نشان میدهد که خشوع در این آیه، صرفاً به معنای تمرکز ذهنی نیست، بلکه نوعی فروتنی وجودی در برابر خداوند است؛ حالتی که انسان در آن، خود را محتاج، مسئول و در محضر حق میبیند. به همین دلیل، آیه بعد (آیه ۴۶) خاشعان را چنین معرفی میکند:
«الَّذِینَ یَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلَاقُو رَبِّهِمْ وَأَنَّهُمْ إِلَیْهِ رَاجِعُونَ»
کسانی که یقین دارند پروردگارشان را ملاقات خواهند کرد و به سوی او بازمیگردند.
بر این اساس، یاد معاد و پاسخگویی، ریشه خشوع است و خشوع، شرط توفیق در نماز. بدون این زنجیره معرفتی، نماز به عادتی تکراری و پرهزینه تبدیل میشود که بهتدریج از زندگی حذف یا کمرنگ میگردد.
این نگاه قرآنی، نقدی جدی به دینداریِ تقلیلیافته به «حرکت و عادت» است. نمازی که خشوع در آن غایب باشد، نه تنها انسان را از فحشا و منکر بازنمیدارد، بلکه توانِ یاری دادن در بحرانهای فردی و اجتماعی را نیز ندارد؛ در حالی که قرآن، نماز را ابزار «استعانت» معرفی میکند.
پیام روشن سوره بقره این است:
توفیق در نماز، پاداش خشوع است، نه تمرین صرف.
اگر نماز برای انسان سنگین شده، قرآن بهجای توصیه به تکرار بیشتر، او را به بازسازی نگاهش به خدا، زندگی و آخرت فرا میخواند.
به نظر میرسد بازگشت به این منطق قرآنی، میتواند راهگشای بسیاری از چالشهای دینداری معاصر باشد؛ دینداریای که اگر از خشوع تهی شود، از درون فرومیریزد.