
در جهانِ پرشتاب و تکنولوژیزدهی امروز، که مفاهیم زیر آوارِ کلاندادهها و پیوندهای مجازیِ بیروح مدفون شدهاند، بیش از هر زمان دیگری با خلأ یک «حلقه مفقوده» روبرو هستیم؛ حقیقتی که بزرگان تاریخ آن را جوهر انسانیت و قرآن کریم آن را طریقِ بندگی نامیدهاند: «ادب».
هزاره سوم، با تمام درخششهای علمیاش، انسانی را پدید آورده که در میان انبوه ارتباطات، «تنها» و در میان سیل اطلاعات، «سرگردان» است. تمدن امروز اگرچه در «دانستن» پیشرفت کرده، اما در «زیستن» دچار سقوط شده است. در این میان، بازگشت به ساحت ادب، نه یک انتخاب اخلاقی، بلکه یک ضرورتِ حیاتی برای نجات انسان از مسخشدگی است.
۱. ادب در منشور وحی؛ فراتر از یک رفتار
در قرآن کریم، ادب تنها به معنای رعایت شعائر ظاهری نیست، بلکه تبلور «حیا» و «خشوع» در محضر حقیقت است. آنجا که خداوند میفرماید: «لا تَرْفَعُوا أَصْواتَکُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِیِّ»، در واقع لزومِ رعایت «سنجیدگی» و «مرز نگهداری» را آموزش میدهد. ادب قرآنی، یعنی شناخت جایگاه خویش در هستی؛ انسانی که خود را در محضر خالقِ ادب میبیند، نه به طبیعت ستم میکند و نه به همنوع.
۲. ساحت ادب در اندیشه نخبگان جهان
بزرگان دنیا از شرق تا غرب، ادب را والاترینِ میراثها دانستهاند. آنجا که مولوی میسراید: «از خدا جوییم توفیق ادب / بیادب محروم ماند از لطف رب»، به ما یادآوری میکند که بیادبی نه یک خطای رفتاری، بلکه یک انسدادِ هستیشناختی است که راهِ دریافتِ فیض را میبندد. در اندیشههای کلاسیک غرب نیز، فیلسوفانی چون کانت، «احترام» (به عنوان وجه درونی ادب) را مبنای کرامت انسانی میدانند. ادب، همان جامه زیبایی است که بر تنِ عقل میپوشانند تا خرد از درشتی و خشونت مصون بماند.
۳. هزاره سوم و «انسانِ گمشده»
چالش اصلی هزاره سوم، «فروپاشی مرزها» است. در فضای مجازی و زیستبومهای نوین، فاصلهها برداشته شده اما «حرمتها» نیز آسیب دیدهاند. انسانِ گمشدهی این عصر، کسی است که در هیاهوی «منمحوری»، «دیگری» را فراموش کرده است. ادب در این ساحت، یعنی بازآفرینیِ «مرزهای حرمت»؛ یعنی یادگیریِ دوبارهی این حقیقت که آزادی بدون ادب، به لجامگسیختگی و تنزلِ مقامِ انسان میانجامد.
ادب، مانیفستِ نوین حکمرانی و زیستن
ما در اندیشکده حکمرانی فرهنگی بر این باوریم که اگر قرار است «جنگ روایتها» را به نفع حقیقت تغییر دهیم و اگر میخواهیم در عصر پساجنگ، جامعهای پویا داشته باشیم، باید «ساحت ادب» را به عنوان زیربنای ارتباطات کوانتومی خود قرار دهیم.
ادب، همان کیمیایی است که «توده» را به «ملت» و «زیستن» را به «تعالی» تبدیل میکند. انسانِ هزاره سوم برای نجات از تنهایی و خشونت، راهی جز بازگشت به این ساحتِ مقدس ندارد. باید دوباره بیاموزیم که ادب، هنرِ دیدنِ زیبایی در دیگری و رعایتِ حریمِ حقیقت است.
ادب، تنها راه بازگشت انسان به خویشتن است.
بهزاد تیمورپور