تاریخ : 1405,پنجشنبه 10 ارديبهشت15:01
کد خبر : 827608 - سرویس خبری : سیاسی

فرسایش هژمون و تغییر توازن ادراکی؛ چرا غرب به «تحقیر آمریکا در برابر ایران» اعتراف می‌کند؟


فرسایش هژمون و تغییر توازن ادراکی؛ چرا غرب به «تحقیر آمریکا در برابر ایران» اعتراف می‌کند؟

زمر نیوز | در ۲۴ ساعت گذشته، فضای رسانه‌ای جهان شاهد مخابره پیامی بی‌سابقه از قلب اروپا بود. اظهارات تکان‌دهنده «فردریش مرتس»، رهبر حزب محافظه‌کار آلمان، مبنی بر اینکه «یک ملت کامل (آمریکا) در حال تحقیر شدن توسط رهبری ایران است»، به سرعت صدر اخبار رسانه‌های تراز اولی چون گاردین، رویترز، بلومبرگ و فایننشال تایمز را تسخیر کرد.

به گزارش خبرنگار سیاسی زمر نیوز، در ۲۴ ساعت گذشته، فضای رسانه‌ای جهان شاهد مخابره پیامی بی‌سابقه از قلب اروپا بود. اظهارات تکان‌دهنده «فردریش مرتس»، رهبر حزب محافظه‌کار آلمان، مبنی بر اینکه «یک ملت کامل (آمریکا) در حال تحقیر شدن توسط رهبری ایران است»، به سرعت صدر اخبار رسانه‌های تراز اولی چون گاردین، رویترز، بلومبرگ و فایننشال تایمز را تسخیر کرد. اما فراتر از یک جنجال رسانه‌ای، این واقعه نشان‌دهنده یک چرخش راهبردی در «روایت‌گری غربی» از تقابل با ایران است.

۱. بن‌بست راهبردی و تکرار کابوس‌های تاریخی
رسانه‌های غربی اکنون بر این گزاره هم‌صدا شده‌اند که واشنگتن بدون داشتن یک «راهبرد خروج» (Exit Strategy) مشخص، خود را درگیر منازعه‌ای کرده که یادآور شکست‌های فرسایشی در عراق و افغانستان است. اعتراف به تحقیر شدن آمریکا، در واقع اعتراف به ناکارآمدی ابزارهای نظامی و تحریمی در برابر اراده‌ای است که تهران در میدان واقعی (Realpolitik) به نمایش گذاشته است.

۲. دیپلماسی هوشمند؛ فراتر از میز مذاکره
نکته ظریف در سخنان مرتس که مورد توجه تحلیل‌گران قرار گرفته، اشاره به «مهارت غیرمتعارف» ایران در مذاکرات است. روایت جدید غرب این است: ایران با ترکیب هوشمندانه قدرت سخت و نرم، قواعد بازی را به گونه‌ای چیده است که طرف مقابل را در حالت «کیش و مات» قرار دهد. این اعتراف نشان می‌دهد که غرب نه تنها در میدان نظامی، بلکه در جبهه ادراکی و دیپلماتیک نیز قافیه را به هوشمندیِ راهبردی تهران باخته است.

۳. شکاف فراآتلانتیکی؛ هزینه‌هایی که اروپا دیگر نمی‌پردازد
جنگ اخیر دیگر تنها یک بحران امنیتی دوردست نیست؛ بلکه به یک بحران معیشتی در خیابان‌های برلین و پاریس تبدیل شده است. رسانه‌هایی مانند فایننشال تایمز بر این طبل می‌کوبند که هزینه‌های سیاست‌های یک‌جانبه آمریکا را اکنون مردم اروپا با تورم، رکود اقتصادی و هزینه‌های بالای انرژی می‌پردازند. این فشار اقتصادی، رهبران اروپایی را وادار کرده تا برای نخستین بار به طور علنی از «خطای محاسباتی واشنگتن» سخن بگویند.

۴. تغییر توازن ادراکی؛ پیروزی روایت ایرانی

بزرگترین دستاورد این روزها برای ایران، فروریختن تصویر «ابرقدرتِ شکست‌ناپذیر» در رسانه‌های خودِ غرب است. وقتی رسانه‌های جریان اصلی (Mainstream) کلمه «تحقیر» را برای توصیف وضعیت آمریکا به کار می‌برند، یعنی توازن ادراکی در حال تغییر است. این دیگر پروپاگاندای شرقی نیست؛ این واقعیتی است که اتاق‌های فکر غرب به آن رسیده‌اند: ایران امروز قوی‌تر، منسجم‌تر و راهبردی‌تر از تصورات اولیه آن‌ها ظاهر شده است.


اظهارات فردریش مرتس و بازتاب گسترده آن، سند رسمی پایان دوران تک‌قطبی و به رسمیت شناختن قدرت منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای ایران است. تکرار واژه «تحقیر» در گاردین و بلومبرگ، نشان از آن دارد که غرب در حال آماده‌سازی افکار عمومی خود برای پذیرش یک «واقعیت جدید» است؛ واقعیتی که در آن ایران، نه یک بازیگر تحت فشار، بلکه معمار اصلی توازن قدرت در منطقه است.