زمر نیوز | در حالی که فضای رسانهای و شبکههای اجتماعی این روزها با تبوتابِ انتشار اخبار مربوط به مذاکرات ایران و آمریکا همراه است، واکاوی لایههای زیرین تحولات میدانی، تصویری متفاوت از «وضعیت موجود» ارائه میدهد. آنچه امروز تحت عنوان آتشبس یا فضای دیپلماتیک روایت میشود، بیش از آنکه حاصل عقبنشینی طرف مقابل باشد، به نظر میرسد بخشی از یک تقابل ترکیبی چندلایه است که در آن «جنگ ارادهها» با شدت تمام ادامه دارد.
سرویس سیاسی زمر نیوز - در حالی که فضای رسانهای و شبکههای اجتماعی این روزها با تبوتابِ انتشار اخبار مربوط به مذاکرات ایران و آمریکا همراه است، واکاوی لایههای زیرین تحولات میدانی، تصویری متفاوت از «وضعیت موجود» ارائه میدهد. آنچه امروز تحت عنوان آتشبس یا فضای دیپلماتیک روایت میشود، بیش از آنکه حاصل عقبنشینی طرف مقابل باشد، به نظر میرسد بخشی از یک تقابل ترکیبی چندلایه است که در آن «جنگ ارادهها» با شدت تمام ادامه دارد.
خطای راهبردی؛ خلطِ «تغییر تاکتیک» با «تغییر راهبرد»
بررسی رفتارهای اخیر ایالات متحده نشان میدهد که واشینگتن در مواجهه با قدرت منطقهای ایران، تنها تاکتیکهای خود را تغییر داده است. هدف غایی آمریکا، یعنی مهار قدرت بازدارندگی ایران، همچنان به عنوان یک استراتژی ثابت دنبال میشود. تقلیل دادن پیچیدگیهای سیاست بینالملل به چند پیام دیپلماتیک یا توییتهای تحلیلگران، یک خطای راهبردی است؛ چرا که هیچ نشانهای از تغییر رویکرد خصمانه واشینگتن در اسناد و رفتارهای میدانی آنها دیده نمیشود.
تهدیدات در سایه؛ از نقشآفرینی بازیگران منطقهای تا ژئوپلیتیک انرژی
تحلیلگران امنیتی «زمر نیوز» بر این باورند که در این مقطع، دو مؤلفه نباید از نگاه تصمیمسازان و افکار عمومی پنهان بماند:
- بازیگران منطقهای: برخی دولتهای منطقه همچنان با حرکتی چراغخاموش، بسترها و زمینههای لازم برای تحرک بیشتر آمریکا علیه ایران را فراهم میکنند؛ تحرکاتی که ردپای آن در مناسبات امارات و محورهای غربی مشهود است.
- شریان حیاتی تنگه هرمز: این تنگه، بزرگترین برگ برنده ژئوپلیتیک ایران است. هرگونه مذاکرهای که در نهایت منجر به تضعیف این «اهرم قدرت» شود، خسارتی غیرقابل جبران برای امنیت ملی خواهد بود. ضرورت حفظ این بازدارندگی باید به عنوان «خط قرمز راهبردی» در هر دور از گفتگوها مدنظر قرار گیرد.
مرحلهبندی تقابل؛ مدیریتِ «وضعیت خاکستری»
امروز در وضعیتی قرار داریم که میتوان آن را «نه جنگ، نه صلح» نامید. آمریکا با استفاده از ابزار «جنگ روانی» و تولید انبوه اخبار جهتدار، در پی ایجاد وضعیتی است که در آن توان پاسخگویی و تابآوری نظامی ایران در مراحل بعدی تقابل، محک زده شود. در چنین فضای غبارآلودی، تولید اخبار ناقص و دامن زدن به خوشبینیهای افراطی، عملاً بخشی از پازل طراحی شده برای تضعیفِ تمرکزِ راهبردی کشور است.
اولویتِ واقعبینی بر هیجان رسانهای
از نگاه کارشناسان، هوشیاری و واقعبینی در مواجهه با رویدادهای دیپلماتیک، ضرورتی اجتنابناپذیر برای دستگاه سیاست خارجی و افکار عمومی است. اگرچه جمهوری اسلامی ایران همواره از مسیرهای دیپلماتیک برای تأمین منافع ملی استقبال کرده، اما این مسیر نباید به غفلتی منجر شود که دشمن را در «تقابل ترکیبی» خود جسورتر کند.
پرهیز از خوشبینی کاذب و تمرکز بر تقویت مؤلفههای بازدارندگی، تنها راه عبور سلامت از این مرحله حساس از تقابلهای منطقهای است.