تاریخ : 1405,سه شنبه 12 خرداد17:35
کد خبر : 827634 - سرویس خبری : سیاسی

پایان عصر مدارا؛ چرا پاسخ کوبنده به تجاوزات «سنتکام» یک ضرورت وجودی است؟


 پایان عصر مدارا؛ چرا پاسخ کوبنده به تجاوزات «سنتکام» یک ضرورت وجودی است؟

زمر نیو ز| در پی تهاجم اخیر فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) به برخی زیرساخت‌های راداری و مراکز کنترل پهپادی در مناطق «گورک» و «قشم»، بار دیگر لزوم بازنگری در دکترین تقابل با ایالات متحده به صدر بحث‌های استراتژیک بازگشته است. اگرچه روابط عمومی سپاه پاسداران با اعلام هدف قرار دادن مبدأ تجاوز، پاسخی سریع به این گستاخی داد، اما تحلیلگران معتقدند آنچه در صحنه میدانی در حال وقوع است، فراتر از یک درگیری نظامی ساده، یک «جنگ اراده‌ها» برای تعریف دوباره خطوط قرمز است.

به گزارش خبرنگار سیاسی زمر نیوز، در پی تهاجم اخیر فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) به برخی زیرساخت‌های راداری و مراکز کنترل پهپادی در مناطق «گورک» و «قشم»، بار دیگر لزوم بازنگری در دکترین تقابل با ایالات متحده به صدر بحث‌های استراتژیک بازگشته است. اگرچه روابط عمومی سپاه پاسداران با اعلام هدف قرار دادن مبدأ تجاوز، پاسخی سریع به این گستاخی داد، اما تحلیلگران معتقدند آنچه در صحنه میدانی در حال وقوع است، فراتر از یک درگیری نظامی ساده، یک «جنگ اراده‌ها» برای تعریف دوباره خطوط قرمز است.

 

راهبرد «عادی‌سازی تجاوز»؛ تله‌ی فرسایشی ترامپ
آنچه در رفتار اخیر دولت ترامپ مشاهده می‌شود، نه یک تقابل تمام‌عیار، بلکه یک «راهبرد فرسایشی و مرحله‌ای» است. واشنگتن با انتقال تدریجی خطوط درگیری به داخل جغرافیای ایران، به دنبال آن است که تجاوز به حریم هوایی و خاکی جمهوری اسلامی را به یک «امر عادی» و «کم‌هزینه» تبدیل کند.

هدف نهایی این راهبرد، حبس کردن قدرت دفاعی ایران در حصار «واکنش‌گرایی» (Reactive) است؛ به این معنا که ایران تنها زمانی اقدام کند که ضربه‌ای دریافت کرده باشد. این وضعیت، ابتکار عمل را به طور کامل در اختیار دشمن قرار داده و ایران را از یک بازیگر فعال و تهاجمی به یک نیروی صرفاً مدافع تبدیل می‌کند.

 

 خطرات انفعال در برابر زنجیره تعرضات
تاریخ منازعات بین‌المللی ثابت کرده است که اتخاذ مواضع دفاعی محدود و انفعالی در برابر قدرت‌های سلطه‌گر، نه تنها صلح‌آفرین نیست، بلکه به عنوان چراغ سبزی برای تعرضات گسترده‌تر تعبیر می‌شود. اگر ایالات متحده بابت هر اقدام تجاوزکارانه، هزینه‌ای «به‌مراتب بالاتر و دردناک‌تر» از سطح تجاوز خود پرداخت نکند، این گستاخی‌ها به یک رویه دائمی و «نرمالیزه شده» تبدیل خواهد شد.

 ضرورت بازگشت به «ابتکار عمل تهاجمی»
تحلیل وضعیت فعلی نشان می‌دهد که جلوگیری قاطعانه از این روند، یک «ضرورت حیاتی» برای امنیت ملی است. ایران نباید اجازه دهد که دشمن، زمان، مکان و سطح درگیری را تعیین کند. 

 

برای شکستن این زنجیره، ضروری است که:
۱. هزینه‌تراشی متقابل: پاسخ‌های ایران باید از حالت «متقارن» خارج شده و هزینه‌های راهبردی دشمن را در منطقه به شدت افزایش دهد.

۲. بازپس‌گیری ابتکار عمل: خروج از لاک دفاعی و تعریف دوباره «خطوط قرمز» در ورای مرزهای جغرافیایی، تنها راه مهار اژدهای هفت‌سر سنتکام است.
۳. تغییر محاسبات دشمن: تا زمانی که اتاق فکرهای واشنگتن احساس نکنند که تجاوز به ایران برای آن‌ها «بهای سنگین و غیرقابل جبران» دارد، به ماجراجویی‌های خود ادامه خواهند داد.


تقابل اخیر در خلیج فارس نشان داد که دوران «بزن و در رو» مدت‌هاست که تمام شده، اما تثبیت این واقعیت نیازمند یک اراده سیاسی-نظامی پولادین برای جلوگیری از «عادی‌سازی تجاوز» است. امنیت پایدار تنها از لوله تفنگ‌هایی تامین می‌شود که دشمن بداند قبل از شلیک، هدف قرار خواهند گرفت.