تاریخ : 1405,سه شنبه 26 خرداد02:17
کد خبر : 827647 - سرویس خبری : سیاسی

یادداشت بهزاد تیمورپور

پایان عصرِ «ابهام راهبردی» در دیپلماسی؛ توافق ایران و آمریکا در آزمونِ «شفافیتِ ساختارمند»


پایان عصرِ «ابهام راهبردی» در دیپلماسی؛ توافق ایران و آمریکا در آزمونِ «شفافیتِ ساختارمند»

زمر نیوز | در سپهر سیاست‌گذاری‌های کلان، هرگونه توافق میان «ایران و آمریکا» تنها یک «سند دیپلماتیک» نیست، بلکه یک «رخدادِ ارتباطیِ تمدنی» است.

در سپهر سیاست‌گذاری‌های کلان، هرگونه توافق میان «ایران و آمریکا» تنها یک «سند دیپلماتیک» نیست، بلکه یک «رخدادِ ارتباطیِ تمدنی» است. امروز در شرایطی که دستگاه دیپلماسی در حال گذار از پیچیده‌ترین آوردگاه‌های مذاکراتی است، عدم تبیین دقیقِ این فرایند، می‌تواند به جای تقویت انسجام ملی، به «آشوبِ معنایی» (Semantic Chaos) در افکار عمومی منجر شود. ما اکنون بیش از هر زمان دیگری نیازمندِ گذار از «دولتِ دیپلماسیِ بسته‌» به «دولتِ پاسخگویِ شفاف» هستیم.

۱. مدیریت ادراک؛ توافق ایران و آمریکا نباید «جعبه سیاه» باشد

از منظر تئوری‌های علوم ارتباطات، به‌ویژه در مدل‌های «اقناعِ هوشمند»، توافقی پایدار است که فضای ابهام (Ambiguity) را به فضای آگاهی (Awareness) بدل کند. خلأ اطلاع‌رسانیِ دقیق درباره جزئیاتِ تفاهم‌های صورت‌گرفته با آمریکا، اکوسیستمِ رسانه‌ای را مستعدِ «مارپیچ سکوت» و «شایعه‌پردازی‌های معاندانه» می‌کند. برای جلوگیری از این گسست، رویکردِ «تبیین تمدنی» حکم می‌کند که مسئولان، با حضورِ بی‌واسطه در رسانه ملی، اجازه دهند تضارب آرا میان کارشناسان و منتقدانِ متعهد، ابعادِ این توافق را برای مردم شفاف کند.

۲. مردم؛ شرکای راهبردی، نه ناظرانِ حاشیه‌ای

مردمی که در آوردگاه‌های سختِ حمایت از انقلاب، هزینه‌های تاریخ‌ساز داده‌اند، «محرومانِ از اطلاعات» نیستند، بلکه «صاحبانِ اصلیِ فرایند» محسوب می‌شوند. از منظر نظریه «مشارکتِ فعال»، نادیده گرفتنِ این سرمایه‌ی انسانی، خطایی استراتژیک است. شفافیت درباره محتوای مذاکرات و توافقاتِ صورت‌گرفته با ایالات متحده، نه یک «امتیاز»، بلکه «حقِ مسلمِ» جریان‌های وفادار به انقلاب است. حماسه حضورِ مردم، نیازمندِ پشتیبانیِ معرفتی است تا با اطمینانِ خاطر در مسیرِ تحقق اهدافِ گام دوم انقلاب گام بردارند.

۳. تبیینِ حماسی؛ پادزهرِ جنگِ شناختی

دشمن در اتاق‌های جنگِ شناختی (Cognitive Warfare) خود، به‌دنبالِ «دوقطبی‌سازی» و «تخریبِ اعتماد عمومی» پیرامونِ مذاکرات است. «تبیین» در اینجا یک «فریضه» است. دولت نباید واهمه‌ای از مواجهه با منتقدانِ دلسوز در خصوص جزئیاتِ توافق با آمریکا داشته باشد؛ چرا که اتفاقاً همین «تضاربِ علمی» در رسانه‌ی ملی، نشان‌دهنده‌ی اقتدارِ نظام در مدیریتِ تنوعِ آرا و صلابت در دفاع از حقوق ملی است.

 

ما در گام دومِ انقلاب، نیازمندِ «دیپلماسیِ شفاف» هستیم. همان‌گونه که میدانِ دیپلماسی با صلابتِ انقلابی پیگیری می‌شود، «میدانِ روایت‌گری» نیز باید با همین صلابت و البته با ابزارهای علمیِ ارتباطات، تبیین شود. مسئولان محترم! شفافیت درباره توافق ایران و آمریکا، هزینه‌ی اقناع نیست؛ بلکه سرمایه‌ای است که ضریبِ نفوذِ تصمیماتِ کلانِ نظام را در اذهانِ عمومی تضمین می‌کند. اکنون نوبتِ «جهادِ تبیین» در عالی‌ترین سطحِ رسانه‌ای است تا دشمن بداند در برابرِ ملتی بیدار و دولتی پاسخگو، راهی جز عقب‌نشینی ندارد.

بهزاد تیموپور / فعال سیاسی ، اجتماعی و رسانه ای