تاریخ : 1405,جمعه 29 خرداد14:52
کد خبر : 827654 - سرویس خبری : فرهنگی

یادداشت بهزاد تیمورپور

از سواد اطلاعاتی تا سواد رسانه‌ای؛ نقش مدیران ارتباطات در هدایت و تقویت اراده مخاطبان


از سواد اطلاعاتی تا سواد رسانه‌ای؛ نقش مدیران ارتباطات در هدایت و تقویت اراده مخاطبان

در زیست‌جهان معاصر، دیگر صرفِ دسترسی به اطلاعات برای فهم، تصمیم‌گیری و کنش مؤثر کافی نیست. اگر در عصر سواد اطلاعاتی، مسئله اصلی یافتن، دسته‌بندی و استفاده از داده‌ها بود، در عصر سواد رسانه‌ای مسئله فراتر رفته و به تفسیر، ارزیابی، نقد، انتخاب و بازآفرینی معنا رسیده است. این تحول، جایگاه مدیران ارتباطات را به‌مثابه کنشگرانی راهبردی و نه صرفاً مجریان انتقال پیام، به‌طور بنیادین دگرگون کرده است.

در زیست‌جهان معاصر، دیگر صرفِ دسترسی به اطلاعات برای فهم، تصمیم‌گیری و کنش مؤثر کافی نیست. اگر در عصر سواد اطلاعاتی، مسئله اصلی یافتن، دسته‌بندی و استفاده از داده‌ها بود، در عصر سواد رسانه‌ای مسئله فراتر رفته و به تفسیر، ارزیابی، نقد، انتخاب و بازآفرینی معنا رسیده است. این تحول، جایگاه مدیران ارتباطات را به‌مثابه کنشگرانی راهبردی و نه صرفاً مجریان انتقال پیام، به‌طور بنیادین دگرگون کرده است.

 

مدیر ارتباطات در جهان امروز، تنها مسئول انتشار خبر یا تنظیم پیام نیست؛ او معمار ادراک، تسهیل‌گر فهم، و رهبر تقویت اراده مخاطبان است. مخاطب امروزی در معرض انبوهی از پیام‌های متعارض، شتاب‌زده و چندلایه قرار دارد. در چنین وضعی، اگر مدیریت ارتباطات صرفاً بر اطلاع‌رسانی خام تکیه کند، نه‌تنها به فهم منجر نمی‌شود، بلکه ممکن است به سردرگمی، بی‌اعتمادی و فرسایش سرمایه نمادین سازمان بینجامد. از این‌رو، گذار از سواد اطلاعاتی به سواد رسانه‌ای یک ضرورت تاریخی و مدیریتی است، نه یک انتخاب اختیاری.

 

از منظر نظریه‌های جدید علوم ارتباطات، رسانه دیگر یک ظرف خنثی برای انتقال پیام نیست، بلکه بخشی از فرایند تولید واقعیت اجتماعی است. بر اساس رویکردهای نوین، معنا در تعامل میان فرستنده، متن، رسانه و دریافت‌کننده ساخته می‌شود. بنابراین مدیر ارتباطات باید بتواند نه‌فقط محتوا تولید کند، بلکه زمینه‌های ادراک، الگوهای تفسیر، و ظرفیت داوری انتقادی را نیز در مخاطبان تقویت کند. این همان نقطه‌ای است که سواد رسانه‌ای اهمیت می‌یابد: توانایی تشخیص منبع، ارزیابی اعتبار، فهم سوگیری‌ها، کشف لایه‌های پنهان پیام، و مقاومت در برابر دستکاری ارتباطی.

 

در این میان، نقش مدیران ارتباطات صرفاً آموزشی نیست، بلکه رهبری ارتباطی است. رهبری ارتباطی یعنی توانایی جهت‌دهی به فهم جمعی، ایجاد اعتماد، و تقویت اراده مخاطبان برای مشارکت آگاهانه. مخاطبِ توانمند در سواد رسانه‌ای، مخاطبی منفعل و مصرف‌کننده‌ی صرف نیست؛ او به کنشگری تبدیل می‌شود که می‌تواند میان اطلاعات، تفسیر و تصمیم، پیوندی مسئولانه برقرار کند. از این رو، مدیر ارتباطات باید در عمل، اراده مخاطب را از حالت انفعال و پذیرش مکانیکی، به سطح انتخاب آگاهانه و مشارکت فعال ارتقا دهد.

 

این مسئله برای مدیران سنتی نیز اهمیت ویژه دارد. بسیاری از مدیران سنتی هنوز در چارچوب سواد اطلاعاتی می‌اندیشند؛ یعنی تصور می‌کنند اگر پیام درست و کامل ارسال شود، مسئله حل شده است. اما در وضعیت رسانه‌ای امروز، مشکل فقط «ارسال پیام» نیست، بلکه فهم پیام، اعتماد به پیام، و امکان بازتولید پیام در ذهن و رفتار مخاطب است. در اینجا مدیران ارتباطات باید نقش هدایتگر داشته باشند؛ یعنی با زبان حرفه‌ای، تحلیل دقیق، و طراحی ارتباطی هوشمندانه، مدیران سنتی را از منطق یک‌سویه و خطیِ اطلاع‌رسانی به منطق تعاملی، شبکه‌ای و چندصداییِ سواد رسانه‌ای منتقل کنند.

 

بر پایه نظریه‌های جدید علوم ارتباطات مانند رویکرد کنش ارتباطی، نظریه شبکه‌ای ارتباطات، و نگاه سازنده‌گرایانه به معنا، ارتباط مؤثر زمانی شکل می‌گیرد که ارتباطات نه به‌عنوان ابزار تحمیل، بلکه به‌عنوان بستر گفت‌وگو، اقناع، هم‌فهمی و توانمندسازی فهم شود. مدیر ارتباطات در این چارچوب، هم نقش مفسر دارد، هم نقش میانجی، و هم نقش رهبر. او باید بتواند شکاف میان سازمان و جامعه، میان مدیر سنتی و مخاطب جدید، و میان اطلاعات خام و فهم انتقادی را پر کند.

 

بنابراین، در عصر حاضر، مدیر ارتباطات موفق کسی است که از سطح انتقال داده فراتر رود و به سطح ساختن معنا، تقویت اراده، و رهبری ادراک عمومی برسد. این گذار، همان عبور از سواد اطلاعاتی به سواد رسانه‌ای است؛ گذاری که بدون آن، سازمان‌ها در برابر پیچیدگی‌های محیط رسانه‌ای جدید آسیب‌پذیر خواهند ماند.

در یک جمع‌بندی می‌توان گفت:

مدیران ارتباطات باید هم رهبران تقویت اراده مخاطبان باشند و هم هدایتگران مدیران سنتی در مسیر گذار از منطق اطلاعات به منطق رسانه. این رسالت، نیازمند دانش نظری، مهارت عملی، حساسیت اجتماعی و درک عمیق از تحولات ارتباطی زمانه است.

بهزاد تیمورپور