تاریخ : 1405,دوشنبه 15 تير01:37
کد خبر : 827671 - سرویس خبری : سیاسی

یادداشت دکتر سید احمد علوی

از توازنِ مصلحتی تا مواجهه با حقیقت؛ خوانشی در باب «جنگ موجودیتی»


از توازنِ مصلحتی تا مواجهه با حقیقت؛ خوانشی در باب «جنگ موجودیتی»

زمر نیوز | در تحلیل معادلات پیچیده منطقه‌ای، گاه واژگان ساده‌ای می‌توانند گویای حقایق بسیار عمیق و سرنوشت‌سازی باشند؛ واژگانی که مرز میان «منازعه برای منافع» و «نبرد برای بقا» را مشخص می‌کنند. در این میان، تعبیر «جنگ موجودیتی» که اخیراً توسط سرلشکر دکتر سید یحیی صفوی مطرح شد، فراتر از یک توصیف نظامی، یک «واقعیت استراتژیک» است که توجه تمامی تصمیم‌گیران کشوری و لشکری را می‌طلبد.

در تحلیل معادلات پیچیده منطقه‌ای، گاه واژگان ساده‌ای می‌توانند گویای حقایق بسیار عمیق و سرنوشت‌سازی باشند؛ واژگانی که مرز میان «منازعه برای منافع» و «نبرد برای بقا» را مشخص می‌کنند. در این میان، تعبیر «جنگ موجودیتی» که اخیراً توسط سرلشکر دکتر سید یحیی صفوی مطرح شد، فراتر از یک توصیف نظامی، یک «واقعیت استراتژیک» است که توجه تمامی تصمیم‌گیران کشوری و لشکری را می‌طلبد.

۱. ماهیت تقابل: فراتر از سیاست، در قلمرو بقا

وقتی سخن از جنگ موجودیتی به میان می‌آید، یعنی ما با نوعی از تقابل روبه‌رو هستیم که در آن، هدفِ طرفین «تضعیف»، «مذاکره» یا «توازن» نیست؛ بلکه هدف، «حذف وجودی» طرف مقابل است. در این سطح از درگیری، هیچ راهی برای میان‌بر زدن از طریق توافقات سنتی وجود ندارد؛ چرا که خواستِ طرف مقابل (رژیم صهیونیستی) از ابتدا بر مبنای حذف موجودیت ایران بنا شده است. بنابراین، این جنگ، مسیری است که برای رسیدن به پایانِ حتمیِ یک موجودیتِ نامشروع، طراحی شده است.

۲. بازخوانی موضع راهبردی: تفاوت میان «توازن» و «حذف»

یکی از نکات بسیار ظریف و عمیق در تحلیل دکتر صفوی، بازخوانی منطقِ پشتِ تصمیمات بزرگ رهبری است. اگر هدف تنها رسیدن به یک «توازن هسته‌ای» برای جلوگیری از جنگ بود، مسیرهای دیگری وجود داشت؛ اما اگر نگاهی به اصالتِ اندیشه رهبری داشته باشیم، درمی‌یابیم که هدف، فراتر از ایجاد یک توازنِ گذرا با دشمن بود.

در واقع، ایجاد توازن هسته‌ای با صهیونیست‌ها، می‌توانست به نوعی «بند آمدن» و تثبیتِ وضعیت موجود منجر شود؛ وضعیتی که در آن دشمن همچنان در منطقه حضور داشته و موجودیت ایران را تهدید می‌کند. از این منظر، نگاه راهبردی بر این بود که فرصت‌های موجود در مسیرِ این تقابل، به گونه‌ای مدیریت شود که نه تنها از ایران دفاع شود، بلکه مسیر برای تحققِ وعده‌های الهی و حذفِ ریشه ایِ رژیم صهیونیستی هموار گردد.

۳. نقش بازیگران جانبی و فریبِ توافقات نمایشی

در این معادلات، نباید از نقش ایالات متحده غافل شد. حضور آمریکا در این تقابل، لزوماً به معنای پایبندی به یک ملتای استراتژیک نیست؛ بلکه می‌تواند یک مداخله هزینه‌بر باشد که با محاسبه‌ی «هزینه-فایده» مدیریت می‌شود. خطر بزرگ برای ما در این است که تصور کنیم با هر توافق یا عقب‌نشینیِ نمایشی از سوی واشینگتن، مسئله اصلی با صهیونیست‌ها حل شده است. باید دانست که جنگ موجودیتی با دشمن اصلی، مستقل از نوساناتِ رفتار آمریکا در این بحران، جریان دارد.


ما در روزهایی هستیم که معادلاتِ کلاسیکِ سیاسی، کارایی ندارند. آنچه پیش رو داریم، یک تقابلِ تمام‌عیار برای تعیینِ تکلیفِ وجودی است. تحلیل دکتر صفوی، ما را به یک «اتفاق‌نظر ملی» فرا می‌خواند؛ اتفاق‌نظری که بر اساس آن، باید آمادگی برای مواجهه با پیامدهای این جنگ و همچنین تکیه بر پیش‌بینی‌های راهبردیِ مبتنی بر اندیشه رهبری، تقویت شود.

در نهایت، تاریخ نشان خواهد داد که آیا این تقابل، برای رسیدن به پایانِ مطلوب، نیازمند ابزارهای جدیدی است یا همان مسیرِ پیشین، راه را به سوی نابودیِ رژیم صهیونیستی باز خواهد کرد. اما یک حقیقت غیرقابل انکار باقی می‌ماند: در جنگِ موجودیت‌ها، راهی جز ایستادگیِ مقتدرانه و عبور از آزمون‌های سخت، وجود ندارد.

یادداشت دکتر سید احمد علوی /عضو شورای اسلامی شهر تهران