
به گزارش خبرنگار سیاسی زمر نیوز، در ادبیاتِ امنیت بینالملل، تهدید به جنگهای برقآسا و تعیین بازههای زمانی کوتاهمدت (مانند سناریوی ادعاییِ ۲۴ ساعت آینده)، پیش از آنکه بیانگر ارادهی نظامی باشد، نشانگرِ انفعال در دستگاه محاسباتی و شکستِ ابزارهای دیپلماتیک است. طرح ادعاهای مربوط به خطراتِ پیرامونِ «کوه کلنگ» از سوی عناصر وابسته به جریانهای رسانهایِ خارجنشین، در راستای جنگ شناختی و فرسایشِ ضریبِ پایداری استراتژیک جمهوری اسلامی ایران ارزیابی میشود.
از منظر تحلیل راهبردی، دکترین دفاعی ایران بر پایه «بازدارندگی فعال و پاسخ متقارن و نامتقارنِ همزمان» استوار است. هرگونه خطای محاسباتی از سوی ایالات متحده یا عوامل منطقهای آن، با واکنشِ قاطع و غیرقابل پیشبینی مواجه خواهد شد. کاخهای حامیِ تهاجم باید درک کنند که قدرتِ دفاعی ایران، محصولِ یک ارادهی ملی و انباشتِ تجربهی مقاومت است؛ ارادهای که در برابر جنگ روانیِ نیویورکیها نه تنها دچار تزلزل نمیشود، بلکه هزینهی هرگونه تعدی را به بالاترین سقفِ ممکن در معادلاتِ امنیتی منطقه میرساند.