تاریخ : 1405,یکشنبه 17 آبان17:47
کد خبر : 827782 - سرویس خبری : سیاسی

یادداشت بهزاد تیمورپور

تبخیر هیجانی و مهندسی ادراک؛ بازخوانی نظریه «استمرار کنش» در ارتباطات راهبردی


تبخیر هیجانی و مهندسی ادراک؛ بازخوانی نظریه «استمرار کنش» در ارتباطات راهبردی

زمر نیوز| در عصر تسلط رسانه‌های نوین و جنگ ادراکی، یکی از آسیب‌های بنیادین در نظام تصمیم‌گیری رسانه‌ای و روابط عمومی‌ها، تقلیل «تبلیغات و اطلاع‌رسانی» به روخوانی مکانیکی واژگان و واکنش‌های انفعالی به موج‌های لحظه‌ای است. هنگامی که متولیان ارتباطات بدون توجه به لایه‌های ژرفِ معناییِ پیام اقدام به تولید محتوا می‌کنند، در واقع بنیادین‌ترین اصل «مدیریت ادراک» را نادیده انگاشته‌اند. تبلیغِ تهی از معنا، همچون حبابی توخالی است که در نخستین برخورد با واقعیتِ سختِ میدان، فرو می‌پاشد.

در عصر تسلط رسانه‌های نوین و جنگ ادراکی، یکی از آسیب‌های بنیادین در نظام تصمیم‌گیری رسانه‌ای و روابط عمومی‌ها، تقلیل «تبلیغات و اطلاع‌رسانی» به روخوانی مکانیکی واژگان و واکنش‌های انفعالی به موج‌های لحظه‌ای است. هنگامی که متولیان ارتباطات بدون توجه به لایه‌های ژرفِ معناییِ پیام اقدام به تولید محتوا می‌کنند، در واقع بنیادین‌ترین اصل «مدیریت ادراک» را نادیده انگاشته‌اند. تبلیغِ تهی از معنا، همچون حبابی توخالی است که در نخستین برخورد با واقعیتِ سختِ میدان، فرو می‌پاشد.

در این میان، یکی از کلیدی‌ترین مفاهیمی که در تحلیل رفتار مخاطب و مهار بحران‌های رسانه‌ای باید به آن توجه کرد، نظریه «تبخیر هیجانی» (Emotional Evaporation) است. بر اساس این نظریه، هیجان‌های زودگذر، جنجال‌های کاذب و موج‌سواری‌های رسانه‌ای، ماهیتی سیال و ناپایدار دارند. این امواجِ احساسی، هرچقدر هم که در لحظه طوفانی به نظر برسند، تاب‌ومقاومت در برابر «تکرار هدفمندِ اقدام خوب» را ندارند.

در مدیریت ارتباطات نوین، یک‌بار روایت کردن یک کنش شایسته، در میان پارازیت‌های متراکمِ رسانه‌ای گم می‌شود. اما «تکرارِ مستمرِ اقدام خوب»، از مرز اطلاع‌رسانی عبور کرده و به حوزه «تلقین استراتژیک» ورود می‌کند؛ مکانیزمی که در ناخودآگاه جمعی مخاطب رسوب کرده و به عنوان یک باورِ راسخ ثبت می‌شود. در مواجهه با این استمرارِ معنایی، تمام هیجان‌های کاذب و بحران‌های مقطعیِ رقیب، دچار تبخیر هیجانی شده و اثرگذاری خود را از دست می‌دهند.

بنابراین، عبور از بحران‌های ادراکی نیازمند تغییر پارادایم از «روخوانی سطحی پیام» به «مهندسی عمیق معنا» و پیوند میان «عملِ مستمر» و «تلقین هدفمند» است؛ فرمولی که مرز میان یک روابط عمومیِ انفعالی و یک راهبردپردازِ پیشرو را مشخص می‌کند.