در چارچوب نظریه هژمونی آنتونیو گرامشی، قدرت پایدار نه صرفاً از طریق زور، بلکه از راه تولید رضایت، معنا و رهبری فرهنگی اعمال میشود. از این منظر، بخش مهمی از اغتشاشات و ناآرامیهای اخیر در ایران را میتوان در قالب کنش هژمونیک رسانهای غرب و بازیگران معارض تحلیل کرد؛ کنشی که هدف آن نه صرفاً اعتراض، بلکه بازتعریف معنا، مشروعیتزدایی و ایجاد شکاف شناختی در جامعه بوده است.
رسانههای فراملی، شبکههای اجتماعی و جریانهای خبری برونمرزی، با بهرهگیری از تکنیکهای گفتمانی، احساسی و تصویری، کوشیدهاند روایت مسلط خود را بهعنوان «عقل سلیم» جا بیندازند؛ همان چیزی که گرامشی آن را قلب هژمونی میداند. در این فرایند، اعتراض اجتماعی از بستر مطالبات واقعی جدا شده و به ابزاری در جنگ روایتها تبدیل میشود.
از منظر گرامشی، صرف اتکا به زور برای مقابله با این وضعیت، اگرچه ممکن است نظم کوتاهمدت ایجاد کند، اما پاسخ نهایی به بحران هژمونیک نیست. راهکار مؤثر، مقابله هژمونیک با هژمونی است؛ یعنی:
- تقویت هژمونی رسانهای داخلی از طریق تولید روایتهای اقناعکننده، شفاف و متناسب با تجربه زیسته مردم
- بازسازی رضایت اجتماعی با گفتوگو، شنیدن صداهای متنوع و کاهش شکاف میان نهادهای رسمی و افکار عمومی
- ارتقای سواد رسانهای برای خنثیسازی جنگ شناختی و جلوگیری از طبیعیشدن روایتهای تحمیلی
- کنش فعال در فضای شبکهای بهجای رویکرد صرفاً تدافعی یا سلبی
نویسنده : بهزاد تیمورپور


0 دیدگاه