مرورِ گاهشمارِ مواضعِ دونالد ترامپ در ۳۰ روز گذشته، دیگر یک «گزارشِ سیاسی» نیست؛ بلکه یک «پروندهی روانشناختی» از رهبرِ ابرقدرتی است که تمامِ فرمولهایش در برخورد با دیوارِ ستبرِ واقعیتِ ایران، خُرد شده است. مردی که خود را «استادِ معامله» (Master of the Deal) مینامید، حالا در یک ماه، از تهدید به «نابودی کامل» به پیشنهادِ مضحکِ «ادارهی مشترکِ هرمز» رسیده است. این تغییرِ زاویهی ۱۸۰ درجهای، نشاندهندهی یک حقیقتِ عریان است: واسطهگریِ قدرت در جهان تغییر کرده است.
۱. اولتیماتومی که جوکِ قرن شد
در ۲۲ مارس، ترامپ با همان لحنِ همیشگیاش، ضربالاجلِ «۴۸ ساعته» را صادر کرد. در قاموسِ سیاستِ کلاسیک، این یعنی یا تسلیم یا جنگِ تمامعیار. اما وقتی این ۴۸ ساعت گذشت و هیچ اتفاقی نیفتاد، جز تمدیدِ زمان و بازی با کلمات (اظهارات ۲۳ و ۲۶ مارس)، دنیا فهمید که «ماشینِ جنگیِ آمریکا» ترمز بریده است. ترامپ ثابت کرد که تهدیداتش، دیگر نه «شوک» تولید میکند و نه «هراس»؛ بلکه صرفاً مصرفِ داخلی برای پوشاندنِ ناکارآمدیِ استراتژیک دارد.
۲. تنهاییِ مردِ نارنجی؛ ناتو زیرِ لگدِ استیصال
یکی از تأملبرانگیزترین بخشهای تقویمِ مارس، نوسانِ ترامپ میان «التماس به متحدان» و «تحقیرِ ناتو» بود (۱۴ تا ۲۰ مارس). وقتی ناتو از ورود به باتلاقِ ایران سرباز زد، ترامپ با لجاجتی کودکانه آنها را «ترسو» خواند و مدعی شد اصلاً نیازی به کمک نداشته است. این «انزوایِ خودخواسته»، نتیجهی درکِ متحدان آمریکا از یک واقعیتِ تلخ است: در مقابلِ تهاجمِ اجتماعی و نظامیِ ایران، نه تنها سپرِ دفاعی وجود ندارد، بلکه هزینهی همراهی با واشنگتن، فراتر از محاسباتِ ناتو است.
۳. از «تغییر رژیم» تا «شرکتِ سهامیِ هرمز»
عجیبترین پردهی این سیرکِ سیاسی در ۲۷ مارس رقم خورد؛ جایی که ترامپ پیشنهادِ «ادارهی مشترکِ تنگه هرمز» را مطرح کرد. دشمنی که تا دیروز از محوِ ایران سخن میگفت، ناگهان به نقطهای رسید که میخواهد با «آیتالله» در مدیریتِ شریانِ حیاتیِ جهان شریک شود. این موضع، اعترافِ تاریخیِ آمریکا به شکستِ پروژهی «حذفِ نفوذِ ایران» است. ترامپ حالا میداند که ایران نه تنها یک بازیگر، بلکه «قاعدهگذارِ جدیدِ بینالمللی» است.
۴. عقبنشینیِ معنادار در پایانِ ماه
پایانبندیِ ماهِ مارس برای کاخ سفید، یک «شکستِ سنگینِ بدونِ امضا» بود. پیشنهادِ پایان دادن به جنگ «بدون بازگشاییِ تنگه هرمز» (۳۱ مارس)، یعنی پذیرشِ تمامِ شروطِ ایران در میدانِ نبرد. ترامپ که ماه را با ادعایِ «جنگِ زیبا و سریع» آغاز کرده بود، حالا به دنبالِ هر راهِ فراری است که بتواند آبرویِ باقیماندهی خود را حفظ کند؛ حتی اگر به قیمتِ جا گذاشتنِ تمامِ اهدافِ استراتژیکش در گلولایِ نبرد با ایران باشد.
ماجرایِ مارس ۲۰۲۶ ثابت کرد که عصرِ «بزنودررو» به پایان رسیده است. ترامپ در این ۳۰ روز، فقط با ارتشِ ایران نیارزید؛ او با «نبوغِ میدان»، «اتحادِ قلبها» و «بنبستِ الگوریتمهایش» روبرو شد. امروز، یادداشتهای رابرت پیپ بر میزِ بیضیِ کاخ سفید سنگینی میکند: ایران، مرکزِ ثقلِ قدرتِ آینده است و ترامپ، اولین قربانیِ این نظمِ جدید.
یادداشت سردبیر زمرنیوز.


0 دیدگاه