آنچه این روزها در صحنه نبرد میان ایران مقتدر و جبهه استکبار میگذرد، فراتر از یک درگیری نظامی ساده، یک «جنگ ارادهها» در عالیترین سطح استراتژیک است. تعرض مذبوحانه دشمن به زیرساختهای کشورمان پیش از پایان ضربالاجلهای پوشالی، نه یک کنش نظامی هدفمند، بلکه «فریادِ استیصال» از یک شکست قطعی است.
دشمن تلاش میکند با هدف قرار دادن شریانهای حیاتی، «تابآوری اجتماعی» ملت ایران را به چالش بکشد تا شاید بتواند در لحظات پایانی، از شکست سنگین خود در میدان بگریزد. اما تحلیل دقیق صحنه نشان میدهد که زرادخانههای پرطمطراق غربی، از ناو هواپیمابر «آبراهام لینکلن» گرفته تا جنگندههای پنهانکار «F-35» و موشکهای «تام هاک»، در حل معادلات این نبرد تحمیلی ناکام ماندهاند. وقتی آهنپارههای مدرنِ استکبار در برابر سدِ اتمیِ ایمان ملت و قدرت موشکی نیروهای مسلح رنگ میبازند، حتی تهدید به استفاده از سلاحهای غیرمتعارف نیز نمیتواند بنبست سیاسی کاخ سفید را بشکند.
دوگانهِ کاخ سفید؛ عقبنشینی یا خودکشی؟
چشم جهان به تریبون سخنرانی واشینگتن دوخته شده است؛ جایی که دشمن میان دو راهی «پذیرش شکست» یا «خودکشی استراتژیک» گیر افتاده است.
۱. اگر مدعی پیروزی شده و آتشبس را کلید بزنند، به معنای اعتراف ضمنی به قدرت بازدارنگی ایران و تثبیت پیروزی تاریخی ماست.
۲. و اگر مسیر تهاجم گسترده را ادامه دهند، باید بدانند که طوفانِ تلاطم در بازار جهانی و بسته شدن قطعی گلوگاههای اقتصادی (تنگه هرمز و بابالمندب)، هیمنیهی آنها را در کمتر از ۴۸ ساعت فرو خواهد ریخت.
سرنوشت محتوم فرعونیان زمان:
ایران اسلامی ثابت کرده است که در مکتب مقاومت، «عقبنشینی» واژهای بیگانه است. دشمن هرچه بیشتر به ابزار نظامی و تهدید متوسل شود، بیشتر در باتلاق توهمات خود فرو میرود. تاریخ تکرار خواهد شد؛ همانگونه که فرعون در اوج کبر، مقهورِ رود نیل گشت، دشمنانِ این مرز و بوم نیز در «نیلِ خروشانِ مقاومت» غرق خواهند شد.
این ۴۸ ساعت، مقطعِ تاریخسازی است که در آن «صبرِ ملت در خیابان» مکملِ «غرشِ موشکها در میدان» خواهد بود. نصرت الهی دور نیست و سپیده پیروزی از پسِ این ابرهای تیره نمایان خواهد گشت.
ان تنصـرالله ینصـرکم و یثبـت اقدامکـم
سردبیر زمر نیوز.


0 دیدگاه