کالبدشکافیِ هیاهوی ترامپ؛ وقتی «صنعتِ تملق» با دیوارِ حقیقت برخورد می‌کند

زمر نیوز | اگر بخواهیم مواضعِ اخیر و تندخویانه‌ی دونالد ترامپ علیه ایران را در ترازویِ نظریات بین‌المللی علم ارتباطات بسنجیم، هیچ رهیافتی گویاتر از نظریه «برجسته‌سازی» (Agenda-Setting) و مفاهیمِ کتابِ کلاسیک «تولید رضایت» (Manufacturing Consent) اثر مشترک ادوارد اس. هرمن و نوآم چامسکی نیست.

اگر بخواهیم مواضعِ اخیر و تندخویانه‌ی دونالد ترامپ علیه ایران را در ترازویِ نظریات بین‌المللی علم ارتباطات بسنجیم، هیچ رهیافتی گویاتر از نظریه «برجسته‌سازی» (Agenda-Setting) و مفاهیمِ کتابِ کلاسیک «تولید رضایت» (Manufacturing Consent) اثر مشترک ادوارد اس. هرمن و نوآم چامسکی نیست.

ترامپ، محصولِ تمام‌عیارِ رسانه‌هایی است که چامسکی آن‌ها را «ابزارِ مهندسیِ افکار عمومی» می‌نامد. او در مواجهه با قدرتِ نوظهورِ ایران در منطقه، از مدلِ «فیلترهای رسانه‌ای» استفاده می‌کند تا با خلقِ یک «دشمنِ اهریمنیِ ساختگی»، افکار عمومی آمریکا را از بحران‌های داخلی و فروپاشیِ هژمونیِ غرب منحرف کند. 

در نگاهِ چامسکی، رسانه‌های شرکتیِ غرب تلاش می‌کنند تا با استفاده از تاکتیکِ «زبانِ دوبارگی» (Doublespeak)، تجاوز را «دفاع» و تروریسمِ اقتصادی را «فشارِ حداکثری برای دموکراسی» بنامند. ترامپ دقیقاً در همین چارچوب حرکت می‌کند؛ او با برجسته‌سازیِ کاذبِ تهدیدِ ایران، سعی دارد «اجماعِ اجباری» در میانِ متحدانِ مرددِ خود ایجاد کند.

اما آنچه ترامپ و اتاق‌های فکرِ واشینگتن در محاسباتِ خود لحاظ نکرده‌اند، نظریه «مارپیچِ سکوت» (Spiral of Silence) است که این‌بار به ضررِ آن‌ها عمل کرده است. در حالی که رسانه‌های رسمیِ غرب سعی دارند صدایِ مقاومت را خفه کنند، بیداریِ ملت‌ها در متنِ «جنگِ رمضان»، این مارپیچ را شکسته است. 

ترامپ تصور می‌کند با تکیه بر قدرتِ سخت، می‌تواند «ارتباطاتِ راهبردیِ» ایران را قطع کند، اما طبقِ مدلِ ارتباطیِ هابرماس، ایران امروز به «زیست‌جهانی» دست یافته که مبتنی بر تفاهمِ تمدنی و دیپلماسیِ عمومیِ صادقانه (مانند تکریمِ شعائرِ مسیحی در قلبِ تهران) است. این همان نقطه‌ای است که موریانه‌یِ آگاهی، نقشه‌هایِ هالیوودیِ ترامپ را از درون می‌جود. همان‌طور که در کتابِ «تولید رضایت» آمده، وقتی حقیقت از لایِ درزهایِ فیلترهایِ رسانه‌ای بیرون بزند، دیگر هیچ دلاری نمی‌تواند «رضایتِ» جهانی را برای یک جنگِ ناعادلانه خریداری کند.

ما در این نبرد، نه با یک سیاستمدار، که با یک «ماشینِ پروپاگاندا» روبروییم که تنها راهِ شکست دادنِ آن، تبیینِ هوشمندانه و تکیه بر مدلِ ارتباطیِ «سلمان‌ها» یعنی پیام‌رسانیِ چهره‌به‌چهره و قلبی با جهان است.

بهزاد تیمورپور

لینک کوتاه :
برای ذخیره در کلیپ برد، در باکس بالا کلیک کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!

بیش از ۳۹ هزار واحد مسکونی در تهران طی جنگ رمضان آسیب دید

 دیپلماسیِ جوهری و سیالیتِ عرضی: واکاوی «عقلانیتِ انقلابی» در مصاف با نظام سلطه

0 دیدگاه

    ارسال دیدگاه