به گزارش خبرنگار سیاسی زمر نیوز، تحرکات هوایی اخیر علیه مواضع و زیرساختهای ملت یمن نشان میدهد که ائتلافسازیهای نوظهور در ریاض موسوم به «پیمان مکه»، بدون درسآموزی از شکستهای زنجیرهای بلوک غرب، گام در همان مسیری نهادهاند که پایان آن فروپاشی موازنههای سنتی منطقه است.
تکنیک نبرد ناهمتراز در برابر مانورهای نمایشی:
نبرد یمن عرصه رویارویی فناوری صرف نیست، بلکه مصاف ارادهها و هندسه جنگ ناهمتراز است. آمریکا و شرکای فرامنطقهای با وجود برتری مطلق هوایی و راداری نتوانستند انصارالله را از حمایت غزه و بستن آبراههای راهبردی منصرف کنند. اکنون ورود آنکارا و اسلامآباد به این درگیری، تنها دامنه آتش را گستردهتر و بانک اهداف انصارالله را متنوعتر خواهد کرد. انصارالله اثبات کرده است که در برابر حملات ضربتی، نه شتابزده عمل میکند و نه دچار فروپاشی ساختاری میشود؛ بلکه با «تلهگذاری استراتژیک» و تجمیع توان، پاسخهایی شوکآور طراحی میکند که بازیگران را از کرده خود پشیمان میسازد.
خطای محاسباتی آنکارا و اسلامآباد:
حضور این دو بازیگر در عملیاتهای هوایی علیه یمن، قمار سنگینی بر سر منافع ملی و مشروعیت منطقهای آنان است. آسیبپذیریهای اقتصادی و ژئوپلیتیک پاکستان و ترکیه، توان ورود به یک جنگ فرسایشی با محور مقاومت را ندارد. اگر ضربات تنبیهی انصارالله در فاز بعدی متوجه نقاط حساس شرکای جدید ائتلاف شود، هیچ سازوکار پدافندی توان حفاظت از آنان را نخواهد داشت.
بازتولید راهبرد تهران در مواجهه با ژستهای میانجیگرانه:
این رویداد میدانی، ضرورت بازنگری در اعتماد به توافقات امنیتی دوجانبه و اسناد مشترک همکاری با طرفهای مشارکتکننده در این حملات را آشکار میکند. پذیرش نقش «میانجی» از سوی کشورهایی که همزمان در اتاق عملیات هوایی ائتلاف حضور دارند، تناقضی آشکار است. واقعیت میدان بار دیگر ثابت کرد که تنها تکیهگاه پایدار در منطقه، تقویت کمربند بازدارندگی مقاومت است؛ مقاومتی که صنعاء قلب تپنده آن است و نتیجه نهایی را هوشمندی و ایمان یمنیها رقم خواهد زد، نه نمایشهای موسمی پیمانهای کاغذی.


0 دیدگاه