به گزارش خبرنگار سیاسی زمر نیوز، در حالی که بسیاری از رسانهها و کاربران فضای مجازی بر موضوع هلاکت احتمالی نخستوزیر رژیم صهیونیستی متمرکز شدهاند، واکاوی دقیق عملیات اخیر نشان میدهد که دستگاه محاسباتی جبهه مقاومت بر سه اصل راهبردی استوار است که شخصیتمحور نیستند:
عبور از تلهی «مدیریت ادراک» در فضای مجازی
در ساعات اخیر، اکانتهای مجهولالهویه در شبکه اجتماعی ایکس با پمپاژ اخبار هیجانی درباره هلاکت مقامات ارشد رژیم، سعی در ایجاد یک فضای «شادمانی زودهنگام» دارند. تحلیلگران معتقدند در جنگ ترکیبی، این یکی از تکنیکهای مدیریت ادراک برای ایجاد سرخوردگی در افکار عمومی در صورت عدم تایید اخبار است. در این نبرد، مرجعیت خبری نه با «تیکهای آبی خریداری شده»، بلکه با «اطلاعیههای رسمی میدان» است.
تفاوت دکترین «ترور» با «نبرد تقارنساز»
برخلاف رژیم صهیونیستی که حیات خود را بر پایه «ترور» و اقدامات جبونانه شبکههای جاسوسی بنا کرده، استراتژی جمهوری اسلامی بر «جنگ رودرروی شرافتمندانه» استوار است. هدفگیری دقیق «دفتر نخستوزیری» و «مقر فرماندهی نیروی هوایی» در عملیات موج دهم، به معنای انهدام «هسته مرکزی پردازش و فرماندهی» دشمن بود. در این دکترین، حذف فیزیکی افراد در پناهگاههای زیرزمینی هدف اصلی نیست، بلکه از کار انداختن ساختار هدایت جنگ، اولویت اصلی است. تلفات جانی در این لایهها، محصول قهری فروپاشی کانون نظامی رژیم است.
معادله فروپاشی سیستماتیک؛ فراتر از مهرهها
واقعیت راهبردی این است که رژیم صهیونیستی یک «سازمان پادگانی» است و با جایگزین شدن یک جلاد با جلادی دیگر، ماهیت جنایتکارانه آن تغییر نخواهد کرد. پیروزی واقعی ایران نه در حذف یک فرد، بلکه در اثبات این گزاره است که «ضریب امنیت در امنترین نقطه تلآویو به صفر رسیده است».
هرچند زنده بودن یا نبودن نتانیاهو در هالهای از ابهام است، اما آنچه به طور قطعی در این عملیات مُرده است، «افسانه بازدارندگی و سیستم دفاعی رژیم» است. موشکهای خیبر نشان دادند که نه لایههای پدافندی و نه پناهگاههای طبقاتی، هیچکدام توان حفاظت از مغز متفکر رژیم را ندارند. پیروزی نهایی نه در حذف یک مهره، که در فروپاشی کامل ساختار این رژیم تعریف شده است؛ مسیری که با عملیات اخیر، شتابی تاریخساز به خود گرفته است.


0 دیدگاه