نیمه دوم سال ۱۴۰۵، برههای از تاریخِ ایران است که در آن «اقتصاد» و «امنیت» در یک نقطه به هم گره خوردهاند. فشارهای ناشی از محاصره دریایی و محدودیتهای مالی بینالمللی که توسط آمریکا اعمال شده، بیش از آنکه صرفاً یک پدیدهی لجستیکی باشد، یک «جنگ شناختی» تمامعیار است. در چنین شرایطی، مدیریت ارتباطات از یک امر ستادی و جانبی، به خطِ مقدمِ دفاع از تابآوری ملی تبدیل شده است.
برای عبور از این وضعیت و مدیریتِ افکار عمومی در فضایِ غبارآلودِ فشار اقتصادی، رویکردهای ارتباطی باید از حالت «پدافندیِ صرف» به «آفندیِ هوشمندانه» تغییر جهت دهند. در اینجا به چهار محورِ کلیدی برای مدیریت ارتباطات در این بازه زمانی اشاره میکنم:
۱. تثبیت «حاکمیت روایی» در برابر «جنگ شناختی»
بزرگترین آفتِ ارتباطات در شرایطِ محاصره، واگذاریِ زمینِ بازی به رسانههای بیگانه است. «حاکمیت روایی» یعنی نهادهای مسئول باید قبل از آنکه رسانههای معاند با برجستهسازیِ مشکلات، فضای یاس را تئوریزه کنند، با انتشارِ دادههایِ دقیق، روندِ مقابله با این فشارها را روایت کنند. سکوتِ خبری یا تأخیر در اطلاعرسانی در مدیریتِ بحران، فضایی تنفسی برای ماشینِ جنگِ روانیِ دشمن ایجاد میکند. روایتِ اول، متعلق به ماست؛ اگر ما سکوت کنیم، روایتِ دشمن در فضای مجازی حاکم خواهد شد.
۲. گذار از «اطلاعرسانیِ تکبعدی» به «ارتباطاتِ راهبردی»
مدیریت ارتباطات در ۶ ماهه دوم ۱۴۰۵ نباید به بلندگوی شعارهای تبلیغاتی تبدیل شود. مردم در شرایط جنگ اقتصادی، از کلیگویی بیزارند. تکنیکِ «شفافیتِ ساختارمند» حکم میکند که مکانیسمهای دور زدنِ محاصره و اقداماتی که برای حفظِ پایداریِ زیرساختها انجام میشود، برای افکار عمومی تشریح شود. وقتی مخاطبِ هوشمندِ ایرانی بداند که «چرا» و «چگونه» چالشها مدیریت میشوند، «ابهام» به «تحلیلِ شرایط» تبدیل میشود.
۳. هوشمندی در «واژهگزینی» و پرهیز از تیترهای زرد
رسانهها باید از تبدیل شدن به کاتالیزورِ استرسهای اجتماعی پرهیز کنند. در فضایِ رسانهای کنونی، هر تیتری که بویِ «ناامیدیِ سیستماتیک» یا «شکستخوردگی» بدهد، عملاً در حالِ تکمیلِ پازلِ دشمن برای محاصره ذهنیِ جامعه است. «امیدِ واقعبینانه» یعنی بیانِ چالشها به همراهِ ارائه راهکارهای موجود و ظرفیتهای بومی. باید میانِ «نقدِ سازنده از عملکردها» و «تخریبِ اعتماد عمومی»، مرزهای دقیقِ فنی ترسیم کرد.
۴. پیوندِ میانِ «اتاقهای فکر» و «بدنه جامعه»
ارتباطاتِ راهبردی باید کانالهایی برای انتقالِ مستقیمِ مطالباتِ جامعه به سطوحِ کلانِ تصمیمگیر ایجاد کند. در جنگِ اقتصادی، اگر جامعه احساس کند که سیاستگذاران از دردهای واقعی آنها بیاطلاعاند، دیوارِ اعتماد فرو میریزد. استفاده از «تکنیکِ گوش دادنِ فعال» در فضای مجازی و بازتابِ آن در رسانهها، بهترین ابزار برای جلوگیری از گسستِ اجتماعی و تقویتِ انسجامِ ملی است.
محاصره دریایی و فشار اقتصادی، با تمامِ سختیهایش، آزمونِ بزرگِ «مدیریتِ روایت» است. ما در این شرایط، نه به معجزه نیاز داریم و نه به کتمانِ حقایق؛ آنچه نیاز داریم، «صداقتِ استراتژیک» در ارتباطات است.
اگر بتوانیم با ادبیاتی فاخر، دقیق و مسئولانه، جامعه را شریکِ راهبردهای مقابله با تحریم بدانیم، نه تنها این محاصره به زانو درخواهد آمد، بلکه سرمایهی اجتماعیِ کشور نیز در این آزمونِ تاریخی مستحکمتر خواهد شد.


0 دیدگاه