الگوی تکرارشونده ترور شخصیت؛ چرا چهره‌های اثرگذار، هدف «جریانی دوچهره» هستند؟

زمر نیوز | در فضای متلاطم سیاسی امروز، مشاهده الگویی عجیب و در عین حال تکرارشونده است؛ جریانی که تخصصش نه در نقد سیاست‌ها، بلکه در «ترور شخصیت» چهره‌های شاخص و اثرگذار نظام است. نگاهی به تاریخچه این حملات نشان می‌دهد که هدف، نه یک شخص، بلکه «اقتدار و اعتبار» نمادهای مدیریتی و نظامی کشور است.

به گزارش خبرنگار سیاسی زمر نیوز، در فضای متلاطم سیاسی امروز، مشاهده الگویی عجیب و در عین حال تکرارشونده است؛ جریانی که تخصصش نه در نقد سیاست‌ها، بلکه در «ترور شخصیت» چهره‌های شاخص و اثرگذار نظام است. نگاهی به تاریخچه این حملات نشان می‌دهد که هدف، نه یک شخص، بلکه «اقتدار و اعتبار» نمادهای مدیریتی و نظامی کشور است.

اگر به ترتیب زمانی نگاه کنیم، می‌بینیم که این جریان ابتدا با ترور شخصیت شهید قاسم سلیمانی آغاز شد؛ کسی که محور مقاومت را شکل داد. سپس این موج تخریب به سراغ چهره‌های استراتژیکی چون آقای شمخانی و فرماندهان عالی سپاه از جمله شهید باقری رفت و در نهایت، حتی چهره‌های سیاسی مانند آقای لاریجانی را هدف قرار داد. امروز، نام محمدباقر قالیباف در صدر فهرست اهداف این جریان قرار گرفته است.

نکته تأمل‌برانگیز این است که تمام این افراد، یک وجه مشترک دارند: «تأثیرگذاری بالا و داشتن جایگاه شاخص در بدنه نظام».

مکانیسم «تخریب در حیات، تکریم در شهادت»
عجیب‌ترین بخش این استراتژی، رفتار این جریان پس از فقدان یا شهادت افراد است. در زمان حیات، با دروغ، تخریب و جریانسازی سعی در به حاشیه راندن آن‌ها داشتند، اما به محض آنکه این چهره‌ها از جهان مادی عبور کردند (که در بسیاری از موارد با شهادت همراه بود)، ناگهان همان زبان‌های تند، به روایتگرانی دلسوز و مدافعان این افراد تبدیل شدند!

این «تغییر چهره» سریع، نشان‌دهنده دو نکته است:
۱. اعتراف ضمنی به حقیقت:* آن‌ها می‌دانند که حقیقت در برابر تاریخ پنهان نمی‌ماند و پس از مرگ، برای اینکه خود را از تاریخ پاک نکنند، به تکریم متوفی روی می‌آورند.

۲. سعی در بازسازی وجهه: این تکریم‌های دیرهنگام، تلاشی است برای پوشاندن ردپای تخریبی که در زمان حیات فرد انجام داده‌اند تا در دوره‌های بعدی، دوباره بتوانند از همان متد برای تخریب چهره‌های جدید استفاده کنند.

تحلیل نهایی: هدف چیست؟
هدف این جریان، ایجاد شکاف میان بدنه نظام و مردم است. آن‌ها می‌خواهند با تخریب شخصیت‌های مدیریتی و نظامی، اعتماد عمومی را سلب کنند تا در لحظات حساس، مردم را بدون تکیه‌گاه ببینند. 

حمله به محمدباقر قالیباف در این مقطع، را باید در ادامه همین زنجیره دید. هرگاه دیدیم جریانی بیش از حد بر تخریب شخصی یک مقام اثرگذار متمرکز شد، باید دانست که آن‌ها از «قدرت و اثرگذاری» آن شخص هراسان هستند. 

در نهایت، تاریخ ثابت کرده است که «سنگرِ حقیقت» استوارتر از «تیرهای دروغ» است و کسانی که تخصصشان در تخریب است، در نهایت با همان حقیقت، در تاریخ ثبت می‌شوند؛ در حالی که شهدا و صادقان، نامشان را با خون و عمل، ابدی کرده‌اند.

لینک کوتاه :
برای ذخیره در کلیپ برد، در باکس بالا کلیک کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!

«سیاستِ «بلوف‌زدن» در برابر «واقعیتِ میدان»؛ چرا ترامپ دوباره عقب نشست؟»

چرا شورای شهر تهران منحل نمی‌شود؟ / سدی به نام «شعام» در برابر گمانه‌زنی‌ها

0 دیدگاه

    ارسال دیدگاه