از زنگزور تا کاسپین؛ نقشه کامل خفگی ژئوپلیتیکی ایران

زمر نیوز | پرده برداری از لایه های پنهان پروژه تصویب کنوانسیون رژیم حقوقی کاسپین، همپوشانی عجیبی با پروژه کریدور زنگزور را نشان میدهد.

پرده برداری از لایه های پنهان پروژه تصویب کنوانسیون رژیم حقوقی کاسپین، همپوشانی عجیبی با پروژه کریدور زنگزور را نشان میدهد. این دو پروژه اگرچه در ظاهر در دو حوزه جداگانه تعریف میشوند، یکی کریدور زمینی و دیگری رژیم حقوقی دریایی، اما در عمل توسط یک گروه مشخص با یک هدف واحد هدایت میشوند: تکمیل روند خفگی ژئوپلیتیکی ایران. همان گروهی که با اهمالکاری، ارائه گزارشهای نادرست فنی و فشار بر ساختارهای تصمیمگیری، زمینه احداث کریدور زنگزور و باز شدن پای آمریکاییها و اسرائیلیها به مرزهای شمالی ایران را فراهم کرد، اکنون در پشت پرده هدایت پروژه کاسپین را بر عهده دارد.

زنگزور؛ حلقه اول محاصره

نخستین حلقه این زنجیره، پروژه کریدور زنگزور یا مسیر ترامپ است. این کریدور که با سهلانگاری برخی تصمیمگیران داخلی و ارائه گزارشهای فنی مغرضانه از سوی یک گروه خاص کلید خورد، در عمل گذرگاهی امنیتی برای نفوذ آمریکا و اسرائیل به منطقه قفقاز و نزدیکی مرزهای شمالی ایران ایجاد کرد. این گروه با نادیده گرفتن هشدارهای کارشناسی درباره پیامدهای ژئوپلیتیکی کریدور، به بهانه توسعه اقتصادی و ترانزیت، زمینهساز حذف ایران از مسیرهای سنتی مواصلاتی شد.

کریدور زنگزور با اتصال جمهوری آذربایجان به نخجوان و ترکیه، عملاً خط اتصال زمینی ایران را به حاشیه راند و جایگاه ژئوپلیتیکی ایران را در قفقاز به شدت تضعیف کرد. این اقدام که با بیتوجهی به تبعات امنیتی آن همراه بود، دقیقاً گام نخست در نقشه بزرگتری بود که امروز در دریای کاسپین دنبال میشود.

کاسپین؛ حلقه دوم محاصره

امروز همان شبکه پشتپرده، با همان روشهای پیشین یعنی پنهانکاری، تحریف واقعیتهای حقوقی، فشار بر رسانهها و حذف نقدهای کارشناسی، به سراغ کنوانسیون کاسپین رفته است. این گروه که با موفقیت نسبی در پروژه زنگزور جرأت بیشتری برای اقدام یافته، اکنون تلاش میکند با پیشبردن این کنوانسیون، حلقه دوم محاصره را تکمیل کند.

اگر زنگزور کریدور زمینی ایران را تهدید میکند، این کنوانسیون با تغییر رژیم حقوقی کاسپین و کاهش سهم ایران از آبهای سرزمینی و منابع زیربستر، بخش دیگری از پازل خفگی ژئوپلیتیکی ایران را تکمیل میکند. این هماهنگی زمانی و محتوایی به هیچوجه تصادفی نیست و نشان از یک طراحی منسجم دارد.

پیامد ترکیب دو پروژه

ترکیب کریدور زنگزور و کنوانسیون کاسپین، ایران را در یک فشار دوگانه و بیسابقه از جبهه شمال و شمالغرب قرار میدهد. از یک سو کریدور زنگزور دسترسی زمینی ایران به اروپا را از طریق قفقاز قطع کرده و کشور را در کریدورهای کلیدی ترانزیتی منطقه منزوی میسازد. از سوی دیگر کنوانسیون کاسپین با تغییر خطوط مبدأ و محدود کردن حوزه نفوذ دریایی ایران، عملاً کشور را از کریدورهای انرژی در دریای کاسپین حذف میکند.

نتیجه نهایی این دو پروژه، به دام انداختن ایران در محاصرهای است که از شمال و شمالغرب کشور را تحت فشار قرار میدهد. این روند دقیقاً همان چیزی است که دشمنان ایران به دنبال آن هستند: حذف تدریجی ایران از معادلات کلان انرژی و ترانزیت در نظم نوین جهانی و تبدیل آن به بازیگری منفعل و محصور در میان انبوه کریدورها.

 

اتصال پنهان میان پروژه زنگزور و کنوانسیون کاسپین، بیش از هر چیز وجود یک جریان سازمانیافته و هدفمند در داخل ساختارهای تصمیمگیری کشور را افشا میکند که با همراستایی کامل با برنامههای دشمنان خارجی، در حال اجرای نقشه خفگی ژئوپلیتیکی ایران است. این جریان با استفاده از ابزارهای مشابه، یعنی اهمالکاری کارشناسی، تحریف گزارشها، وادار کردن رسانهها به سکوت و فشار بر نهادهای نظارتی، گامبهگام کشور را به سمت پذیرش یک واقعیت تحمیلی تاریخی سوق میدهد که در آن هم کریدورهای زمینی و هم حریم دریایی ایران، یکی پس از دیگری از دست میرود.

هوشیاری در برابر این نقشه مستلزم شناسایی دقیق این گروه، افشای روابط پشتپرده آنها با محور زنگزور-کاسپین و ایجاد یک اجماع ملی برای مقابله با این پروژه محاصرهکننده است. نباید فراموش کرد که زنگزور مقدمهای بود برای این کنوانسیون و این کنوانسیون، اگر بهموقع متوقف نشود، مقدمهای خواهد بود برای فروپاشی تدریجی حاکمیت ایران در شمال کشور. ملت ایران و نخبگان هوشیار باید با تکیه بر عقلانیت راهبردی، از تکمیل این محاصره تمامعیار جلوگیری کنند؛ پیش از آنکه جبران آن به یک آرزوی محال تبدیل شود.

نویسنده: دکتر شعیب بهمن

لینک کوتاه :
برای ذخیره در کلیپ برد، در باکس بالا کلیک کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!

مدیریت تنگه هرمز؛ فراتر از سیاست، قلب تپنده‌ی اقتصاد جهانی

0 دیدگاه

    ارسال دیدگاه