در زیستجهان معاصر، دیگر صرفِ دسترسی به اطلاعات برای فهم، تصمیمگیری و کنش مؤثر کافی نیست. اگر در عصر سواد اطلاعاتی، مسئله اصلی یافتن، دستهبندی و استفاده از دادهها بود، در عصر سواد رسانهای مسئله فراتر رفته و به تفسیر، ارزیابی، نقد، انتخاب و بازآفرینی معنا رسیده است. این تحول، جایگاه مدیران ارتباطات را بهمثابه کنشگرانی راهبردی و نه صرفاً مجریان انتقال پیام، بهطور بنیادین دگرگون کرده است.